
هنگامی که او از سر و صدای یک چرخه خبری 24 ساعته استفاده می کند ، دونالد گاول ، تحلیلگر سرمایه گذاری ، بینشی از دنیای سرمایه گذاری و ارزش گذاری ارائه می دهد. با استفاده از مطالعات موردی به عنوان شواهد ، دونالد اسطوره های مربوط به رشد و ارزش سهام را مختل می کند ، نکات خود را برای جلوگیری از تله ارائه می دهد و هنگام ارزیابی ارزش یک تجارت ، از یک رویکرد متعادل طرفداری می کند.
یکی از لذت های گناهکار من در زندگی ، تماشای سرمایه گذاران ، استراتژیست ها و خبرنگاران در مورد مضامین مختلف در بازار سهام است. این کلیپ های کوتاه بخشی جدایی ناپذیر از روال اخبار صبح من است ، برخی از آنها در کنار مقالات و ایمیل های صبحگاهی اضافه شده است. من به طور کلی می بینم که این مباحث در هر زمان معین به عنوان یک فشارسنج خوب از احساسات بازار عمل می کنند و به من کمک می کنند تا تعیین کنم که آقای بازار چه احساسی دارد. در حالی که این مباحث هیچ کاری برای تغییر تفکر من یا کار برنامه ریزی شده برای روز انجام نمی دهند ، اما آنها دارای ارزش سرگرمی بسیار خوبی هستند.
به تازگی ، من دیده ام که دو موضوع در حال پخش شدن زیادی هستند. اولین موردی است که سرمایه گذار و نویسنده برجسته هوارد مارکز در آخرین یادداشت خود با عنوان "چیزی از ارزش" 1: بحث بزرگ بین داشتن "رشد در مقابل ارزش" بحث می کند. هنگامی که این مسئله در هوا آشکار می شود ، یک سر صحبت ممکن است چیزی در مورد "انتظار ارزش بهتر برای شش ماه آینده" بگوید ، و یک مفسران دیگر ممکن است با استدلال در مورد چگونگی "کنگره تقسیم شده بهتر برای سهام رشد بیش از ارزش" باشد. دومین موضوع دریافت زمان پخش امروز این است که آیا ارزش گذاری یک ابزار سرمایه گذاری در کل است. برخی در این بحث استدلال کرده اند که اگر یک شرکت یک اختلال کننده باشد یا یک سهام مفهومی باشد ، معیارهای مالی اهمیتی ندارند زیرا هیچ چیز برای استفاده به عنوان مبنای ارزیابی وجود ندارد - ارزش گذاری به سادگی نمی تواند انجام شود. از طرف دیگر ، اگر این شرکت دارای یک بازار کل قابل دسترسی (TAM) ، نرخ رشد بالا ، مسیری برای حاشیه های بالاتر و یک مزیت رقابتی باشد ، هیچ ارزیابی ای وجود ندارد که خیلی زیاد باشد تا شما را از خرید آن ویژگی های جذاب تجاری باز دارد.
مفاهیم "ارزش" و "رشد" اغلب به شرح زیر ساده می شوند: سهام ارزش دارای نسبت قیمت به کتاب یا قیمت به درآمد یا تجارت زیر ارزش دارایی خالص است. سهام رشد به خوبی بیش از بازار عمومی رشد می کند و یک باند طولانی از این رشد بزرگ پیش روی آنها دارد (حتی اگر این مشاغل به معیارهای ارزش سنتی گران به نظر برسند). من استدلال می کنم که بحث کلی در داشتن رشد در مقابل ارزش در هر لحظه خاص عمدتاً تمرینی برای دمیدن هوای گرم است. مهمتر از همه ، این تأثیر زیادی در فلسفه سرمایه گذاری ما ندارد. به عنوان سرمایه گذاران از پایین به بالا ، انتخاب بین رشد و ارزش معنی زیادی ندارد.
اول از همه ، چرا فقط یک دسته را انتخاب می کنید؟هیچ کس شما را مجبور به انتخاب نمی کند. چرا یک بازی را با یک بازوی در پشت خود بازی می کنید؟چرا بدون در نظر گرفتن طبقه بندی آنها ، بهترین مشاغل را برای کمتر از ارزش واقعی آنها خریداری نمی کنیم؟ثانیا ، تمایز بین رشد و ارزش فقط یک مفهوم فازی و ساخته شده است که باید در ابتدا آغاز شود. ما با وارن بافت موافقیم وقتی که وی اظهار داشت که رشد و ارزش "به لگن پیوسته است" ، اما یک مفهوم فراگیر در بازار وجود دارد که این فلسفه های سرمایه گذاری مخالف هستند. این تمایز وقتی که فلسفه سرمایه گذاری شما مبتنی بر اصول تجاری و ارزیابی ذاتی است ، معنی زیادی نخواهد داشت. بگذارید توضیح دهم که چرا.
آیا صعود K2 را رایگان می کنید؟
روند سرمایه گذاری کمی شبیه به تلاش برای صعود از چهره صخره ای است. به نفع کوهنورد صخره ای است که در این مسیر برای ایمنی نقاط لنگر را تعیین کند. بعد از اینکه این لنگرها به صورت صخره ای چکش زده و ایمن شدند ، کلیپ های کوهنورد در آن ، صعود از این نقطه را پیش می برد و نقاط لنگر جدید را بالاتر می برد. این نقاط لنگرگاه برای ایجاد زمان و تلاش لازم است ، اما آنها چیزی هستند که باید دوباره به آن بپردازند. هنگام سرمایه گذاری ، این نقاط لنگر چیزی است که ما ارزش ذاتی یک شرکت را می دانیم. ما وقتی قیمت سهم زیر این ارزش ذاتی "لنگر" قرار دارد ، احساس سرمایه گذاری ایمن می کنیم و وقتی انتظار داریم که لنگر در آینده بالاتر برود ، احساس بهتری می کنیم. به عنوان مثال ، به شرکتی فکر کنید که با موفقیت یک محصول یا خط تجاری جدید را معرفی کرده و ارزش ذاتی آن را افزایش می دهد. این شبیه به کوهنورد است که همچنان به سمت بالا ، گذشته از نقطه لنگر قبلی ، برای ایجاد یک سطح بالاتر جدید ، ادامه می دهد. اکنون ما یک موقعیت تقویت شده برای کوهنورد داریم تا صعود بعدی را راه اندازی کند.
اکنون ، نادیده گرفتن کاملاً نادیده گرفتن در فرآیند سرمایه گذاری ، شبیه به صعود از چهره سنگی بدون مهار ایمنی ، طناب ، کارابین و بدون امتیاز لنگر است. مطمئناً ، کوهنوردان انفرادی رایگان می توانند به سرعت صعود کنند و هیچ چیز محدودی وجود ندارد که بتوانند صعود کنند ، اما اگر لغزش کنند ، می توانند خیلی سریع ، خیلی سریع سقوط کنند. بدون ارزیابی صدا برای لنگر انداختن ، ممکن است به راحتی در مرگ خود کاهش یابد. در دنیای سرمایه گذاری ، این به معنای اختلال دائمی سرمایه است. در بهترین حالت ، فلسفه ای که ارزیابی در طولانی مدت اهمیتی ندارد ، به سادگی بی پروا است. در بدترین حالت ، می تواند کشنده باشد.
بنابراین ، چرا ارزیابی اهمیت دارد؟
در بورگوندی ، ما خودمان را به عنوان سرمایه گذاران با ارزش و با کیفیت طبقه بندی می کنیم که بر تجزیه و تحلیل تجارت از پایین به بالا و ارزش اساسی تمرکز می کنند. به عبارت دیگر ، ما می خواهیم مشاغل تولیدی مالی را با تخفیف به ارزش ذاتی آنها خریداری کنیم. ارزیابی به عنوان ابزاری در چارچوب تحلیلی ما عمل می کند. سرمایه گذاران برای تعیین قدرت بالقوه درآمد آینده یک تجارت برای محافظت از خود در برابر سرمایه گذاری ها و بازارهای غیر منطقی ، باید چارچوبی داشته باشند. اگر یک شرکت با قیمت بالاتری نسبت به حتی بیشترین پیش بینی های تجاری به رنگ گل سرخ ، معامله کند ، بیشتر از این که به احتمال زیاد نباشد ، این یک دستور العمل برای فاجعه است. در حالی که ما موافق هستیم که کیفیت تجارت بیش از ارزیابی اهمیت دارد و سرعت اختلال امروز سریعتر از گذشته است ، اما ارزش گذاری هنوز اهمیت دارد.
مؤلفه ریاضی خالص برای رسیدن به ارزش ذاتی یک تجارت بسیار ساده است. یک سرمایه گذار جریان نقدی آینده یک تجارت را پیش بینی می کند و آن جریان های نقدی را به امروز تخفیف می دهد تا به ارزش فعلی خالص یا ارزش ذاتی تجارت برسد. اکنون ، رسیدن به آن پیش بینی نیاز به کار عظیمی از جمله ارزیابی کیفیت تجارت ، اثبات مزایای رقابتی ، کسب اعتماد به مدیریت و درک فرصت های سرمایه گذاری مجدد دارد. با این حال ، در پایان روز ، ما از جریان های نقدی آینده مورد انتظار استفاده می کنیم تا به ما در فکر کردن در مورد ارزش تجاری کمک کند. سپس منطقی است که نرخ رشد آن جریان های نقدی (مثبت یا منفی) بر ارزش ذاتی تأثیر می گذارد. بنابراین رشد ورودی به ارزش ذاتی یک تجارت است و ما می خواهیم تجارت را با تخفیف به ارزش ذاتی آن خریداری کنیم.
خرید یک تجارت صرفاً به این دلیل که این یک سهام "ارزان" است ، منطقی نیست ، به همان روشی که خرید یک تجارت صرفاً منطقی نیست زیرا "به سرعت در حال رشد است". این خصوصیات هیچ ارتباطی با آنچه در واقع تجارت از نظر ذاتی ارزش دارد ، ندارند. نظر ما این است که ارزش گذاری اهمیت دارد. اگر شرکتی از صفحه کیفیت تجارت ما عبور می کند ، خود را در تیم Dream 2 پیدا می کند ،وتتجارت با تخفیف منصفانه به ارزش ذاتی خود ، این نشان می دهد که زمان خرید تجارت است.
چگونه در مورد ارزش فکر می کنیم؟
سرمایه گذاران باید بدانند که برخی از شرکت های ارزشمند بیش از حد ارزشمند هستند ، حتی اگر از نظر آماری "ارزان" باشند ، زیرا موقعیت رقابتی آنها با سرعت بسیار بیشتری از آنچه مردم متوجه می شوند رو به وخامت می گذارند. به عبارت دیگر ، ارزش ذاتی آنها با گذشت زمان رو به کاهش است. این شرکت ها معمولاً به عنوان تله های ارزش یا ذوب مکعب های یخ شناخته می شوند. به همان اندازه مهم است که درک کنیم که برخی از شرکت های رشد بیش از حد ارزش دارند زیرا فرضیات اساسی در مورد آن رشد ، سودآوری آینده یا فرصت های سرمایه گذاری مجدد به سادگی بسیار پرخاشگر هستند و حاشیه کافی از ایمنی یا هر اتاق برای خطا را ترک نمی کنند. اینها به عنوان تله رشد شناخته می شوند و به دلایل خوبی (خطر کوهنورد انفرادی رایگان را که قبلاً در مورد آن بحث کردیم به یاد بیاورید).
فراتر از دوره پیش بینی "قابل تشخیص" یک تجارت (معمولاً بین پنج تا 10 سال) ، سرمایه گذاران باید فرضیه ای را در مورد ارزش ترمینال یا زندگی باقی مانده آن تجارت انجام دهند. ارزیابی بیش از حد ارزش ترمینال یک تجارت ، سرمایه گذاران را در معرض خطر ارزش ترمینال قرار می دهد ، اما پیش بینی در آینده هیچ کاری آسان نیست. سرمایه گذاران باید با این واقعیت چالش برانگیز روبرو شوند که بخش قابل توجهی از ارزش یک شرکت فراتر از آینده پیش بینی شده وجود دارد. و همانطور که از سال 2020 می بینیم ، گاهی اوقات هیچ مقدار مدل سازی مالی نمی تواند پیش بینی کند که یک سال چه چیزی را به همراه خواهد داشت.
بورگوندی نسبت به این فرضیات ترمینال رویکرد محافظه کارانه ای دارد. ما به طور معمول از نرخ تخفیف 8-10 ٪ و نرخ رشد ترمینال در حدود 2 ٪ استفاده می کنیم و به طور مداوم در طول چرخه های تجاری متعدد انجام داده ایم. ما این نرخ تخفیف را اعمال می کنیم زیرا تمایل دارد میانگین بازده بلند مدت بازار را منعکس کند و ما به دنبال سرمایه گذاری در شرکت هایی هستیم که فکر می کنیم بازده بیش از بازار را ایجاد می کند. نرخ رشد ترمینال که ما تقریباً از آن استفاده می کنیم ، یک سناریوی رشد صفر را نشان می دهد. ما این فرضیات را بر اساس شرایط بازار تغییر نمی دهیم. آینده همیشه نامشخص خواهد بود ، اما ما معتقدیم استفاده از نرخ تخفیف محافظه کارانه و ارزش ترمینال محافظت برخی از آنها را در اختیار ما قرار می دهد.
من طرفدار استفاده از مطالعات موردی و یادگیری از نمونه های واقعی بازار هستم. هنگام ایستادن روی شانه های غول ها ، می توانید چیزهای بیشتری مشاهده کنید. مثالهای زیر نشان می دهد که چگونه این تله ها ممکن است خود را نشان دهند و آنچه را می توانیم از آنها بیاموزیم.
مطالعه مورد شماره 1: دام ارزش
شاید مشهورترین دام ارزش همه برکشایر هاتاوی باشد. نه کنگلومرا مالی و سرمایه گذاری سرمایه گذاری ، بلکه کارخانه نساجی کوچک سرمایه در نیو انگلستان بود که قبلاً بود.
وارن بافت برکشایر را "گنگ ترین سهام" که تاکنون خریداری کرده است ، خوانده است. او به دلیل اینکه از نظر آماری ارزان بود و بسیار پایین تر از پایتخت در گردش بود ، وارد برکشایر شد. این تجارت از طریق لنز رویکرد "باسن سیگار" خود برای سرمایه گذاری برای او معقول بود. به قول بافت: "یک باسن سیگار که در خیابان یافت می شود که فقط یک پف در آن باقی مانده است ممکن است دود زیادی ارائه ندهد ، اما" خرید معامله "باعث می شود که این همه سود حاصل شود."3 که یک پف خوب از برکشایر ، به همراه قیمت ارزان آن ، برای اینکه یک شرکت حساس باشد ، ساخته شده است.
برکشایر در تجارت نساجی تولید شده در آمریکای شمالی ، که از کاهش سکولار ، فشارهای رقابتی عظیم و یک خط نزولی در حال کاهش رنج می برد ، بود. علاوه بر این ، محصولات کالایی که توسط برکشایر فروخته می شود هیچ مارک واقعی یا خندق نداشت و تنها منبع تمایز قیمت بود. از نظر تاریخی ، برکشایر به طور فعال در حال بستن کارخانه های نساجی ، انحلال آنها و خرید سهام با هدف افزایش ارزش ذاتی در هر سهم در مشاغل باقیمانده و سهام بعدی بود. به طور همزمان ، فن آوری های جدید نساجی به بازار عرضه می شدند و فشارهای قیمت گذاری و رقابت را در صنعت افزایش می دادند و بازده های افزایشی را کاهش می دادند. فقط برای حفظ موقعیت اقتصادی خود به این معنی بود که برکشایر باید مقادیر قابل توجهی از سرمایه را خرج کند. این یک تجارت با سرمایه بود که بازده سرمایه سرمایه گذاری شده در حال کاهش است. همانطور که چارلی مونگر اظهار داشت ، "هیچ چیز نمی خواست به عنوان صاحبان به دنده های ما بچسبد."Berkshire نمونه ای عالی از یک تله ارزشی است که اختلال در فن آوری قابل توجهی را تجربه کرده است. این گرمای رقابتی را افزایش داد و منجر به ذوب شدن مدل تجاری یخ زدگی سریعتر از حتی بوفه شد که متوجه شد.
مانند اکثر چیزهای زندگی ، تله های ارزش آشکار است که با بهره مندی از عقب نشینی مشخص می شود. نکته مهم برای به خاطر سپردن سرمایه گذاران این است که اگر یک تجارت هیچ مزایای رقابتی را نشان ندهد و با سرمایه خود از نظر مالی تولیدی نباشد ، رشد ارزش ذاتی آن با گذشت زمان بسیار دشوار خواهد بود. اشتباهی که سرمایه گذاران با تله های ارزش انجام می دهند این است که آنها معتقدند که یک ارزیابی آماری ارزان قیمت به حاشیه گسترده ای از ایمنی تبدیل می شود. این مورد نیست. مهم نیست که چقدر یک تجارت "ارزان" از منظر ارزیابی تجارت می کند ، شما نمی توانید کیفیت اصلی تجارت را نادیده بگیرید. با نادیده گرفتن کیفیت و تمرکز بر ارزش گذاری ، شما نمی توانید تشخیص دهید که چشم انداز رقابتی چقدر سریع می تواند زیر پاهای شما تغییر کند ، و می توانید با داشتن یک ارزش ذاتی در حال کاهش (با نام مستعار ، تله) ، دارایی را در اختیار داشته باشید.
همه ما می دانیم که برکشایر بعداً به یک کنگره سرمایه گذاری بسیار موفق تبدیل شد که امروز است. این احتمالاً فقط به این دلیل امکان پذیر بود زیرا این تجارت وارن بافت و چارلی مونگر را داشت ، شاید دو بهترین تخصیص دهنده سرمایه در تاریخ ، در راس ، سرمایه گذاری در خارج از تجارت اصلی کاهش یابد. برکشایر هنگام خرید بافت از نظر آماری ارزان بود ، اما با توجه به فشارهای رقابتی و کاهش اصول ، هنوز هم در دراز مدت بیش از حد ارزش داشت. همانطور که بافت گفته است ، "زمان دشمن تجارت فقیر است."
مطالعه مورد شماره 2: دام رشد
در اواخر دهه 1990 و اوایل دهه 2000 ، در اوج آخرین حباب فناوری ، سیستم های سیسکو پیشگام در ارائه راه حل های شبکه نهایی برای متحد کردن زیرساخت های اطلاعاتی شبکه های رایانه ای بودند. سیسکو در آن زمان انقلابی بود و محیطی را ایجاد می کرد که همه رایانه های یک شبکه بدون در نظر گرفتن موقعیت مکانی یا زبان محاسباتی می توانند با یکدیگر صحبت کنند. سیسکو راه حل هایی را برای اقتصاد اینترنتی آینده ارائه داد و مشاغل را قادر ساخت تا از این منابع قدرتمند استفاده کنند. این شرکت در حاشیه یک بازار با TAM عظیم قرار داشت و این باعث شد تا سرمایه گذاران هیجان زده شوند. سیسکو از اولین حرکت متحرک ، که باعث شد این شرکت به یک سهم بازار غالب منجر شود ، بهره مند شد. در سال 1999 ، سیسکو بیش از 80 ٪ روترهایی را که شرکت ها برای ارسال ارتباطات داده از طریق شبکه های شرکت استفاده می کنند ، فروخت.
سیسکو از اقتصاد مقیاس بهره مند شد ، که منجر به حاشیه پیشرو در صنعت و بازده بالا در سرمایه سرمایه گذاری شده شد. سیسکو همچنین از داشتن یک مشتری نسبتاً اسیر با درجه بالایی از هزینه های تعویض بهره مند شد. در آن زمان ، روترهای سیسکو با روترهای سایر رقبا در همان سیستم شبکه صحبت نمی کنند. بنابراین ، مشتریان موجود در سیسکو به طور انحصاری به خرید روترهای سیسکو ادامه می دهند. در غیر این صورت ، این مشتریان مجبورند کل شبکه خود را جایگزین کنند ، یک کار بزرگ و گران قیمت که با تغییر به یک رقیب کم هزینه ، ارزش صرفه جویی در هزینه را ندارد.
این مزیت های رقابتی، همراه با TAM غیرقابل درک اینترنت، سرمایه گذاران را بسیار هیجان زده کرد. در نامه سهامداران سال 2000، مدیر اجرایی سیسکو در مورد آینده این محیط نوشت: «در طول دو دهه آینده، اقتصاد اینترنت تغییرات چشمگیرتری را در نحوه کار، زندگی، بازی و یادگیری ما به وجود خواهد آورد. 200 سال گذشته انقلاب صنعتی. با نگاهی به گذشته، آنها کاملاً حق داشتند و سرمایه گذاران فریاد زدند که بخشی از مرز فناوری جدید باشند. سهام های مرتبط با اینترنت، هم کسب وکارهای واقعی مانند سیسکو یا «دات کام های» معروف که اصلاً کسب وکار نبودند، به بالاترین حد خود رسیدند.
علاوه بر این، سیسکو یک مدل تجاری و عملکرد مالی قوی برای حمایت از قیمت سهام در حال افزایش خود داشت. با کنار گذاشتن دیوانگی حباب اینترنت، به راحتی می توان درک کرد که چرا سرمایه گذاران در آن زمان نسبت به سیسکو بسیار هیجان زده بودند. در دوره 1989 تا 1999، سیسکو درآمد را با نرخ رشد سالانه بیش از 83 درصد ترکیب کرد و درآمدهای تعدیل شده را با نرخ بیش از 85 درصد ترکیب کرد. عملکرد مالی باورنکردنی سیسکو منجر به بازده سالانه قیمت سهام بیش از 98 درصد از عرضه اولیه عمومی (IPO) آن در سال 1990 تا بالاترین حد خود در مارس 2000 شد. در واقع، در مارس 2000، هیچ یک از 37 تحلیلگر تحقیقی که پوشش داده بودند، نبود. Cisco هر چیزی کمتر از "خرید" یا "خرید قوی" در سهام داشت. در تمام این مدت، سیسکو درآمدی چند برابر قیمت به تعدیل درآمد تقریباً 130 برابر درآمد آتی داشت. در 27 مارس 2000، سیسکو با ارزش سهام 569 میلیارد دلار به با ارزش ترین شرکت روی زمین (بر اساس ارزش بازار اندازه گیری شد) تبدیل شد. سپس حباب فناوری ترکید و از دوره 27 مارس 2000 تا 27 سپتامبر 2001، سهام سیسکو 86 درصد کاهش یافت.
با تعدیل تقسیم سهام، در بیش از 20 سال پس از حباب فناوری، قیمت سهام سیسکو تنها به حدود 70 درصد بالاترین حباب فناوری خود رسیده است. در حال حاضر تقریباً 50 درصد از قیمت سهام بی سابقه خود، با قیمت آتی به سود تعدیل شده چند برابر تقریباً 11. 5 برابر (در مقایسه با تقریباً 130 برابر در اوج) معامله می شود.
پس چه اتفاقی افتاد؟چگونه بسیاری از مردم آن را در سهام سیسکو اشتباه کردند؟ما می دانیم که اینترنت در حال انقلابی در جهان است ، نوآوری را تحریک می کند و مدل های تجاری را ایجاد می کند که تعداد کمی از آنها می توانند در آن زمان رویای خود را داشته باشند. بنابراین ، اینگونه نبود که اقتصاد اینترنت هرگز از بین نرفت. آیا سیسکو ناگهان به یک تجارت وحشتناک تبدیل شد؟خوب ، از سال 2000 تا 2020 ، سیسکو درآمد با نرخ سالانه پیچیده نزدیک به 5 ٪ و درآمد هر سهم را با نرخ تقریبی 8. 8 ٪ در سال به مدت 20 سال تعدیل کرد. این یک رکورد چشمگیر بلند مدت برای هر مشاغل است. بنابراین ، این سؤال باقی مانده است: چه اتفاقی افتاده است؟

پاسخ در انتظارات رشد است که سرمایه گذاران بر تجارت و ارزیابی ای که در آن مایل به پرداخت آن رشد بودند ، قرار داده اند. هوارد مارک مشهور گفت: "خیلی زودتر از وقت خود از اشتباه بودن قابل تشخیص نیست."این سفر سیسکو را به خوبی بیان می کند. به نظر می رسد اساسی است ، اما قیمت فعلی سهام منعکس کننده انتظارات آینده است. در مورد سیسکو ، انتظاراتی که سرمایه گذاران در مورد رشد تجارت قرار داده بودند ، بسیار بزرگ و خیلی زود در تکامل اینترنت و توانایی های آن بودند. اگر از پایین به بالا از تجارت سیسکو استفاده کنیم ، می توانیم ببینیم که آنها از سطح بالای فروش مصنوعی به شرکتهای تحت حمایت سرمایه گذاری بهره مند می شوند. هنگامی که شرکت ها سرانجام ورشکست شدند و انحلال شدند ، اینها با محصولات ارزان قیمت و دست دوم سیسکو بازار را سیل می کنند. علاوه بر این ، بازارهای پرسود رقابت را به خود جلب می کنند. سیسکو پای خود را از پدال گاز گرفت و در را برای نوآوری رقبا باز کرد و یک محصول برتر را به بازار عرضه کرد ، که این درب را به اندازه کافی باز کرد تا این رقبا بتوانند در سهم بازار سیسکو شروع به کار کنند. سرانجام ، فروش محصولات شبکه در حال تکرار نیست. هنگامی که مشتریان خرید می کنند ، تا زمانی که عملیات خود را رشد دهند یا فناوری از بین بروند ، نیازی به خریدهای اضافی نخواهند داشت. در نتیجه ، سیسکو پس از مشتریان زیرساخت ارتباطات بزرگتر ، جایی که مزایای رقابتی این شرکت به پایان نرسید و این رقابت شدیدتر بود ، شروع به کار کرد.
هنگامی که سرخوشی به پایان رسید و اصول شروع به ضعف کرد ، سرمایه گذاران بسیار کمتر مایل به پرداخت چنین چند برابر بالا در این تخمین های رشد تهاجمی شدند و قیمت سهم فروپاشید. در نهایت ، ارزیابی اهمیت داشت.
در طول طیف سرمایه گذاری کنید
در حالی که بحث "رشد در مقابل ارزش" ممکن است در یک چرخه خبری 24 ساعته تحریک آمیز باشد ، جایی که شخصیت های مورد علاقه در برابر یکدیگر قرار می گیرند و باعث می شوند بازی سهام بورس شوند ، این یک نسخه گسترده از مکالمه ظریف تر است. در Burgundy ، ما ترجیح می دهیم در مشاغل در طیف ارزش رشد سرمایه گذاری کنیم. اگر اعتقاد داشته باشیم که رشد پایدار ، پیش بینی و کم ارزش در قیمت است ، ما بیش از این مایل به پرداخت هزینه رشد هستیم. از طرف دیگر ، اگر اعتقاد داشته باشیم که اصول تجاری قوی است و شرکت دارای مزایای رقابتی واقعی است که از بازار غافل می شود ، از سهام ارزشمند برخوردار هستیم. فرقی نمی کند که شرکت ها به عنوان ارزش سنتی یا رشد یا رشد یا هر جای دیگری بین آن درک شوند. هر دو سهام رشد و سهام ارزش دارای ریسک ارزش ترمینال هستند. وقتی صحبت از رشد سهام می شود ، درختان به آسمان رشد نمی کنند. برای سهام ارزش ، 10 سال گذشته تاریخ یک شرکت ممکن است 10 سال آینده به نظر نرسد. رشد جریان نقدی می تواند حاشیه ایمنی شما باشد ، دقیقاً به اندازه جریان نقدی پایدار.
این رویکرد نیاز به تعهد به تعادل و ذهن باز دارد. ما به خاطر یک ارزیابی جذاب ، کیفیت تجارت را نادیده نمی گیریم و ارزیابی را نادیده نمی گیریم زیرا ویژگی های جذاب یا ویژگی های رشد را می بینیم. ما همه این خطرات را به طور همزمان وزن می کنیم و معتقدیم که این استراتژی به ما کمک می کند تا از ارزش بالقوه یا تله های رشد جلوگیری کنیم. با این حال ، ما به یک تعصب با کیفیت در بورگوندی پایبند هستیم. ما می خواهیم بهترین مشاغل جهان را در اختیار داشته باشیم و ترجیح می دهیم قیمت عادلانه ای را برای یک تجارت پدیده بپردازیم تا یک قیمت عالی برای یک تجارت بد.
اجلاس وجود ندارد
در بورگوندی ، ما سرمایه گذاران بلند مدت هستیم و وقتی می توانید از طریق یک لنز طولانی مدت به جهان نگاه کنید ، دیدگاه بسیار مورد نیاز را به همراه دارد. با فکر کردن در مورد سرمایه گذاری های خود در یک افق زمانی طولانی ، می توانیم آخرین سر و صدایی را که توسط سران صحبت در تلویزیون صحبت می شود نادیده بگیریم و بر بهترین پیش بینی کننده های موفقیت بلند مدت ، کیفیت تجارت و مزایای رقابتی تمرکز کنیم. در نهایت ، ما در تلاش هستیم تا با خرید با قیمت مناسب ، نتایج سرمایه گذاری را برای مشتریان خود بدست آوریم ، به شرکت های با کیفیت که به اعتقاد ما به شدت از بازار گسترده تر و به دست آوردن پاداش های درآمد مرکب بهتر عمل می کنیم.
تجربه بافت با برکشایر به ما آموخته است که از مشاغل باسن سیگار خودداری کنیم ، و اینها هرگز خود را در لیست رویای بورگوندی پیدا نمی کنند. آنچه ما در طول حباب فناوری با سیسکو دیدیم به ما نشان داده است که تخمین های ارزش صرف نظر از اینکه یک مدل تجاری با کیفیت بالا چقدر است یا سرعت آن در حال رشد است ، مهم هستند.
نکته این است که ارزش گذاری به ویژه در طولانی مدت اهمیت دارد. هنگامی که اوراق بهادار به کمال قیمت می شود ، یا تخمین های بیش از حد تهاجمی را در قیمت سهم درج می کند ، سرمایه گذاران باید احتیاط و نظم را انجام دهند. مهار ایمنی فقط یک مورد دیگر در زمینه کوهنورد نیست. این یک لنگر نجات دهنده زندگی است. ارزش ذاتی نیز نباید کم شود. این چیزی بیش از ابزاری در کیت سرمایه گذار است. استفاده محتاطانه از این نقاط لنگر به ما کمک می کند تا در هنگام فروش مشاغل با کیفیت بالا بخریم. در دنیای سرمایه گذاری ، این مسابقه به بالای کوه نیست زیرا واقعیت این است که هیچ اجلاس وجود ندارد. این یک صعود دشوار و مداوم است که فکر می کنیم نقاط لنگر با ارزش ذاتی را ضروری می کند. در پایان ، هدف این است که خودمان را برای ادامه صعود به چالش بکشیم.
2. یک شرکت تیم رویایی ویژگی های تجاری ، مالی و مدیریتی را که بورگوندی با کیفیت بالا می داند تجسم می کند ، اما قیمت فعلی بازار آن به اندازه کافی حاشیه ایمنی را برای ضمانت سرمایه گذاری در این زمان ارائه نمی دهد. بورگوندی این شرکت ها را نظارت می کند و منتظر قیمت مناسب خرید است.
این ارتباط فقط برای اهداف مصور و بحث و گفتگو ارائه شده است و به عنوان پیشنهادی برای سرمایه گذاری در هر استراتژی سرمایه گذاری ارائه شده توسط بورگوندی در نظر گرفته نشده است. در نظر گرفته نشده است که مشاوره سرمایه گذاری را ارائه دهد و اهداف ، محدودیت ها یا نیازهای مالی منحصر به فرد را در نظر نگیرد. تحت هیچ شرایطی این ارتباط نشان می دهد که شما باید بازار را به هر طریقی زمان ببخشید یا بر اساس محتوا تصمیمات سرمایه گذاری بگیرید. اوراق بهادار انتخاب ممکن است به عنوان نمونه ای برای نشان دادن فلسفه سرمایه گذاری بورگوندی استفاده شود. اوراق بهادار بورگوندی ممکن است چنین اوراق بهادار را برای کل دوره نشان داده شده نگه ندارد. به سرمایه گذاران توصیه می شود که سرمایه گذاری های آنها تضمین نشده باشد ، ارزش آنها به طور مکرر تغییر می کند و ممکن است عملکرد گذشته تکرار نشود. اطلاعات موجود در این ارتباط ، نظر مدیریت دارایی بورگوندی و یا کارمندان آن از تاریخ ارسال است و بدون اطلاع قبلی در معرض تغییر است. سرمایه گذاری در بازارهای خارجی ممکن است خطرات خاصی را در رابطه با نرخ بهره ، نرخ ارز و شرایط اقتصادی و سیاسی درگیر کند. هر از گاهی ، بازارها ممکن است نوسانات یا بی نظمی بالایی را تجربه کنند ، و در نتیجه بازده هایی که با وقایع تاریخی متفاوت است. لطفاً برای اطلاعات بیشتر به بخش حقوقی وب سایت بورگوندی مراجعه کنید.
مواد شخص ثالث که در اینجا ارجاع یا مرتبط هستند ، لزوماً توسط بورگوندی تأیید نمی شوند و کاملاً مستقل از بورگوندی هستند. بورگوندی مسئولیت محتوای شخص ثالث مرتبط در اینجا یا پیامدهای درگیر شدن با محتوای شخص ثالث نیست. هر ماده شخص ثالث ارجاع شده یا مرتبط در اینجا فقط برای اهداف اطلاع رسانی و متنی ارائه شده است.
اشتراک در
دیدگاه ها و بینش های بورگوندی را دریافت کنید
فارکس وکسب درامد...
ما را در سایت فارکس وکسب درامد دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : آرش اصل زاد
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : پنجشنبه
29 تير
1402 ساعت: 17:23