تجارت ترس از ترس

ساخت وبلاگ

کریستینا فاکس نویسنده ، عقب نشینی و سخنران کنفرانس و نویسنده چندین کتاب از جمله بت های قلب و امید مادر و امید کافی است: مراقبه و دعاهای انجیل برای مادران. می توانید تعداد بیشتری از نوشته های وی را در وب سایت وی پیدا کنید.

دیگر من که مادر نیستم

اعترافات یک مادر سرگردان

وفادار زخمهای یک دوست هستند

دوستی که همه ما به آن احتیاج داریم

آیا خدا نعمت ها را با سختی ها متعادل می کند؟

افکار شما به شما خیانت می کند

فلش مقاله توسط کریستینا فاکس معین بستن

Christina Fox Photo

کریستینا فاکس توییتر

کریستینا فاکس نویسنده ، عقب نشینی و سخنران کنفرانس و نویسنده چندین کتاب از جمله بت های قلب و امید مادر و امید کافی است: مراقبه و دعاهای انجیل برای مادران. می توانید تعداد بیشتری از نوشته های وی را در وب سایت وی پیدا کنید.

دیگر من که مادر نیستم

اعترافات یک مادر سرگردان

وفادار زخمهای یک دوست هستند

دوستی که همه ما به آن احتیاج داریم

آیا خدا نعمت ها را با سختی ها متعادل می کند؟

افکار شما به شما خیانت می کند

فلش

من یک بار از یک دیوار سنگی سرپوشیده صعود کردم و وقتی به بالا رسیدم ، به پایین نگاه کردم و یخ زدم. وحشت به دست گرفت و من نتوانستم رها شوم. من در آنجا آویزان شدم ، طناب را گرفتم ، وحشت کردم که دستانم را آزاد کردم ، اگرچه می دانستم که نمی توانم برای همیشه در آنجا بمانم.

آنچه در بالای آن دیوار احساس کردم ترس بود. این اولین باری نبود که با ترس آشنا شدم. ترس و من در واقع دوستان قدیمی هستیم. مانند یک سایه ، ترس هر کجا که می روم با من همراهی می کند. وقتی عنکبوت ها را می بینم ، پرش می کنم. وقتی مارها را می بینم ، راه دیگر را اجرا می کنم. و وقتی به آینده فکر می کنم ، معده ام در گره ها پیچ می شود.

دو نوع ترس

ترس یک احساس رایج است. ما ممکن است دوستان خود را به دلیل ترس از دلقک ها یا موش ها اذیت کنیم ، اما در اعماق ، همه ما می دانیم که ترس های خودمان را داریم. این ممکن است موجودات خزدار نباشند که ما را شگفت زده می کنند. درعوض ، ممکن است از تنها بودن یا از دست دادن همه چیزهایی که برای به دست آوردن یا رد شدن از دست داده ایم ، بترسیم. شکل آن هرچه باشد ، ترس چیزی است که همه ما در بعضی از نقاط زندگی با آن روبرو شده ایم.

کتاب مقدس در مورد ترس حرفهای زیادی برای گفتن دارد. اگر بخواهیم کلمه "ترس" را در کتاب مقدس انگلیسی خود جستجو کنیم ، صدها مورد از وقایع را پیدا خواهیم کرد. با این حال ، در کتاب مقدس ، همه ترس یکسان نیست. دو روش اصلی وجود دارد که کتاب مقدس در مورد آن صحبت می کند. اول ، ترس از خدا وجود دارد. دوم ، ترس از هر چیز دیگری وجود دارد.

این نوع دوم ترس که کتاب مقدس از آن صحبت می کند مربوط به تمایل ما برای کنترل دنیای اطراف ما است. این ترس از از دست دادن آنچه برای ما مهم است ، خواه این شغل ما باشد ، خانواده ما ، شهرت ما ، سلامتی ما یا زندگی ما است. گاهی اوقات این به معنای پنهان کردن از آنچه می ترسیم به امید اینکه نتواند ما را پیدا کند. زمان های دیگر این به معنای تلاش برای کنترل هر جزئیات زندگی ما است ، و محکم به آنچه برای ما مهم است ، چسبیده است. این نوع ترس ما را از خدا دور می کند. این به ما می گوید که ما خودمان هستیم و کسی نیست که به ما کمک کند. این به ما می گوید که خدا واقعاً نگران ما نیست. این باعث می شود غول ها از آنچه می ترسیم ، غول ها آنقدر بزرگ باشند که فکر می کنیم حتی خدا نمی تواند آنها را مورد ضرب و شتم قرار دهد.

وقتی صحبت از این نوع ترس می شود ، کتاب مقدس می گوید که آن را رها کنید."نترسید ، زیرا من با شما هستم. دچار ناراحتی نشوید ، زیرا من خدای تو هستم. من شما را تقویت می کنم و به شما کمک می کنم. من شما را با دست راست صالح خود حفظ خواهم کرد. "(اشعیا 41:10).

یک ترس مقدس

با این حال ، ترس دیگری وجود دارد که کتاب مقدس از آن صحبت می کند ، یکی که باید داشته باشیم. این نوع ترس خوب است. این در برابر همه ترس های دیگر ما ایستاده است. این خرد ، شادی ، استراحت و زندگی را به ارمغان می آورد. این یک ترس مقدس است - ترس از خدا.

  • "هر کس از خداوند می ترسد قلعه ای امن داشته باشد ، و برای فرزندانشان این پناهگاه خواهد بود."(ضرب المثل ها 14:26)
  • "ترس از خداوند به زندگی منتهی می شود. و کسی که آن را دارد راضی است. "(ضرب المثل 19:23)
  • "ستایش خداوند! کسانی که از خداوند می ترسند و از پیروی از دستورات او خوشحال هستند ، چقدر شاد هستند. "(مزمور 112: 1)

جان پیپر ترس از خدا را توصیف می کند که گویی در هنگام کاوش در یخچال قطب شمال ، در طوفان وحشتناکی گرفتار شده ایم. طوفان آنقدر قوی است که می ترسید درست از کنار صخره ضربه بزنید. اما پس از آن شکافی را در یخ کشف می کنید که می توانید پنهان و پناهگاه پیدا کنید. حتی اگر در امان باشید ، تماشای طوفان را با نوعی "لذت لرزان" می گذرانید. او می نویسد،

در ابتدا این ترس وجود داشت که این طوفان وحشتناک و زمین عالی ممکن است زندگی شما را ادعا کند. اما پس از آن پناهگاهی پیدا کردید و این امید را به دست آوردید که در امان باشید. اما همه چیز در این احساس به نام ترس از قلب شما ناپدید شد. فقط قسمت تهدید کننده زندگی. لرز ، هراس ، تعجب ، این احساس که هرگز نمی خواهید با چنین طوفانی درهم و برهم شوید یا دشمن چنین قدرتی باشید ، باقی مانده است. بشربشربشرترس از خدا همان چیزی است که وقتی مکان امن برای تماشای درست در وسط آن دارید ، از طوفان باقی مانده است. بشربشربشراوه ، هیجان بودن در اینجا در مرکز قدرت وحشتناک خدا ، اما توسط خود خدا محافظت می شود!(لذت های خدا ، 186-186)

ترس از خداوند این است که مانند موسی باشد و کفش های خود را بردارید زیرا ما در زمین مقدس ایستاده ایم (خروج 3: 5). این است که مثل زن چاه باشد که با کسی که او را به خوبی می شناخت ، رو در رو بود. او با گریس روبرو شد و شگفتی را ترک کرد و به داخل روستا گفت: "او به من گفت هر کاری که من تا به حال انجام داده ام" (یوحنا 4: 28-29). این مانند شاگردانی است که در میان طوفان وحشتناک در دریا از زندگی خود می ترسیدند. اما بعد از دیدن عیسی طوفان را فقط با سخنان خود آرام کرد ، آنها در هراس ایستادند."و آنها از ترس زیادی پر شدند و به یکدیگر گفتند ،" پس این کیست ، که حتی باد و دریا از او پیروی می کنند؟ "(مارک 4:41). همانطور که آقای بیور درباره اصلان گفت ، "ایمن؟چه کسی در مورد ایمن چیزی گفته است؟course او امن نیست. اما او خوب است. "

این نوع ترس این است که تعجب از انجیل را درک کنیم که یک خدای مقدس و صالح گوشت را به دست می گیرد و وارد این دنیای گناه شده می شود تا ما را از چنگال مرگ نجات دهد. این کاملاً از بین می رود که ، به دلیل عیسی ، ما فرزندان خدا هستیم و با اعتماد به نفس کامل و بدون شرم ، آزادانه پیش تاج و تخت فیض می رویم. این است که کار او را در زندگی ما ببینیم و از نحوه دوست داشتن ، تأمین و مراقبت از ما شگفت زده شویم.

در آغوش ترس از خدا

تا زمانی که می توانم روی آن طناب در بالای دیوار صخره آویزان شدم."فقط رها کن!"شنیدم صدای فریاد به من. با لرزیدن بازوهایم و نفس من در حال گاز گرفتن کوتاه ، تکیه دادم و اجازه دادم سیستم خودکار-بلوط را به دست بگیرد. به آرامی من را به زمین پایین آورد که پاهای من به زمین لمس می کردند ، می گذراند و خسته می شد.

من ترس هایی از این دست را نمی خواهم - ترس از گرفتن ، فلج کردن و کنترل من. من ترس می خواهم که به خدا بپردازد و به سمت خدا بماند و در او پناهگاه پیدا کند. من ترس می خواهم که در میان طوفان ها به او اعتماد کند و از گریس شگفت انگیز خود ایستاده است. من ترس می خواهم که به همه چیز در چنگال من برود و به او اعتماد کند که هر آنچه را که لازم دارم باشد. من یک ترس درست می خواهم ، نوعی که همه ترس های دیگر را تعقیب می کند. من ترس از خدا را می خواهم.

کریستینا فاکس (Christinarfox) نویسنده ، عقب نشینی و سخنران کنفرانس و نویسنده چندین کتاب از جمله بت های قلب و امید مادر است: مراقبه انجیل و دعاهای مادران. می توانید تعداد بیشتری از نوشته های وی را در وب سایت وی پیدا کنید.

منابع جدید در صندوق ورودی شما

هضم از تمایل خدا

فارکس وکسب درامد...
ما را در سایت فارکس وکسب درامد دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : آرش اصل زاد بازدید : <-PostHit-> تاريخ : دوشنبه 16 مرداد 1402 ساعت: 17:28