
من روز دیگر با یک همکار صحبت می کردم که در مورد مکالمه ای که فقط با مشتری داشته اند به من گفت. مشتری سؤال کرده بود "چرا نمی توانم نمودارهای پای را در قیف ایجاد کنم؟"و پاسخ همکار من ، به شوخی ، "تیم محصول ما واقعاً نمودارهای پای را دوست ندارند". اگرچه درست است که اکثر ما طرفداران بزرگی از نمودارهای پای نیستیم ، دلیل اینکه ما در پشتیبانی از گزینه نمودار کردن پای سرمایه گذاری نکرده ایم این است که ما معتقدیم که آنها به ندرت مناسب برای مشکلی هستند که قصد حل آنها را دارند.
نمودار پای (یا نمودار پای) یکی از نمونه های انتخاب تجسم است که من استدلال می کنم تقریباً همیشه یک جایگزین وجود دارد که داده ها را با وضوح بیشتری نشان می دهد. این موضوع توسط استفان چند (در میان دیگران) به طور گسترده ای تحت پوشش قرار گرفته است و اگر به موضوع علاقه دارید ، من اکیداً توصیه می کنم نگاهی دقیق تر به کار او بیندازید.
این پست از طریق چند روش مشترک مختلف برای تجسم داده ها اجرا می شود و نشان می دهد که گزینه های بهتری وجود دارد. تا حد زیادی از آقای چند نفر الهام می گیرد.
گزینه بهتری برای نمودارهای پای
نمودارهای پای به طور معمول برای گفتن داستانی در مورد جنبه قطعات به کل مجموعه داده ها استفاده می شود. یعنی بخش A در رابطه با قسمت B ، C و غیره چقدر بزرگ است. مشکل نمودارهای پای این است که آنها ما را وادار به مقایسه مناطق (یا زوایای) می کنند که بسیار سخت است.

آیا ببرها از شیرها محبوب تر هستند؟گورخر ها چقدر محبوب تر از زرافه ها هستند؟
مشکل نمودارهای پای
با نگاهی به نمودار پای بالا ، مشخص نیست که چگونه برش های مختلف از نظر اندازه جمع می شوند. البته می توانید با انجام ریاضیات خود ، با نگاه کردن به ارزشهای برش ، متوجه شوید. با این حال ، نمودار به منظور تجسم تفاوت های اندازه که شما را مجبور به انجام ریاضیات برای تشخیص تفاوت های اندازه می کند ، خیلی بهتر از یک جدول نیست ، اگرچه زیباتر است.
یک گزینه بهتر برای تجسم روابط قطعات به کل یک مجموعه داده ، نمودار نوار است. این امر به این دلیل است که به ما امکان می دهد اشیاء مختلف را با طول آنها مقایسه کنیم ، که یک بعدی است. مقایسه اشیاء در یک بعد بسیار ساده تر از دو مورد است که باعث می شود مقایسه طول میله ها بسیار ساده تر از مناطق برش پای باشد.

ببرها از شیرها محبوب تر هستند! گورخر ها دو برابر بیشتر از زرافه ها محبوب هستند!
نمودارهای پای یک چیز خوب این است که این داستان را بیان کنید که آنچه شما به دنبال آن هستید بخشی از یک کل را تشکیل می دهد ، که توسط همه برش هایی که به یک دایره کامل اضافه می شوند ، نشان می دهد. این احتمالاً در مورد آن است. و بله ، البته ، آنها زیبا هستند.
چه زمانی استفاده از نمودارهای پای مناسب نیست؟
به طور خلاصه ، استفاده از نمودارهای پای در هنگام داشتن بیش از 5 "برش پای" مناسب نیست. همچنین ، سعی کنید وقتی در مورد درصد صحبت نمی کنید ، از استفاده از نمودارهای پای خودداری کنید. اگر نمودار پای چیزی را نشان می دهد که حداکثر 100 ٪ اضافه می شود ، ممکن است از آن استفاده کنید. اما همانطور که در بالا توضیح داده شد ، هنوز بهترین گزینه شما نیست.
با گذشت زمان تغییر نشان می دهد؟نمودار خط!
استفاده از نمودارهای ستون هنگام تجسم یک سری زمانی وسوسه انگیز است. من حدس می زنم که اغلب به همین دلیل تمایل ما به استفاده از نمودارهای پای است: این بسیار زیبا است. به شرط آنکه ما سهولت تفسیر را نسبت به زیبایی شناسی اولویت بندی کنیم ، با این حال ، این بهترین گزینه نیست.

دو نمودار فوق داده های دقیقاً مشابه را نشان می دهند. در حالی که نمودار ستون برای سری زمانی بد نیست زیرا نمودار پای برای مقایسه قطعات یک کل است ، نمودار خط گزینه بهتری است زیرا وقتی سعی می کنیم بفهمیم چگونه یک مقدار در حال توسعه است ، به چشمان ما کمک بیشتری می کنددر طول زمان.
داده های واقعی فقط مجموعه ای از نقاط داده با تمبرهای زمانی برای آنها است. نقاط ، اگر بخواهید. نمودار خط به ما کمک می کند تا آن نقاط را به هم وصل کنیم ، و یک داستان کاملاً واضح ظاهر می شود. نمودار ستون واقعاً نقاط را به هم وصل نمی کند و تمایل دارد که ما را بر مقایسه ستون های جداگانه متمرکز کنیم ، که به طور معمول هدف نمایش یک سری زمانی نیست.
اکنون ، در حالی که نمودارهای پای به ندرت راه حل مناسب برای هر مشکلی هستند ، برای نمودارهای ستون صحیح نیست. آنها در تجسم تفاوت نسبی بین چند مورد مختلف عالی هستند:

به جای آن از یک نسبت استفاده کنید
نه به اندازه استفاده از پای برای قطعات به کل یا ستون برای سری های زمانی ، اما هنوز یک مظنون معمول است ، دام دو محور Y است. محورهای دوتایی باعث ایجاد مشکلاتی می شوند زیرا ما وسوسه می شویم چیزهایی را که واقعاً امکان مقایسه را ندارند ، مقایسه کنیم. به عنوان نمونه ، بیایید سفارشات معیارها و هزینه بازاریابی را بگیریم.
بگویید سفارشات شما به طور پیوسته افزایش می یابد و هزینه بازاریابی شما تا حدودی پایدار است. بسته به نحوه تنظیم مقیاس در دو محور ، نمودار شما داستانهای بسیار متفاوتی را بیان می کند:

در تقاطع دو خط چه اتفاقی می افتد؟اوه، هیچی. این فقط تابعی از مقیاس های محورهای Y بود.
دو نمودار فوق دقیقاً همان داده ها را نشان می دهند اما با مقیاس های مختلف برای محور هزینه بازاریابی (محور راست). هنگامی که دو خط تقاطع در یک نمودار وجود دارد ، تمایل داریم به بخشی از نمودار که خطوط از یکدیگر عبور می کنند ، کشیده شویم. یعنی در ماه آوریل برای نمودار سمت چپ و در ماه اوت برای سمت راست. با این حال ، جایی که تقاطع اتفاق می افتد کاملاً دلخواه است و کاملاً به نحوه تنظیم مقیاس بستگی دارد.
اگر ما به رابطه این دو معیار علاقه مندیم ، ترسیم نسبت بین این دو گزینه بهتری است:

آه ، هزینه هر سفارش به طور مداوم رو به کاهش است!
اگرچه این مثالها به هیچ وجه تمام اشتباهاتی که هنگام تجسم داده ها به راحتی انجام می شود ، نیست ، اما آنها از رایج ترین آنها هستند. اگر فکر می کنید چیزی را از دست داده ام ، یا اگر موافق نیستید لطفاً در نظرات به من اطلاع دهید!
ps. می توانید اطلاعات بیشتر در مورد عادت های تجسم بد را در وبلاگ اخیر ما بخوانید: تجسم های گمراه کننده و نحوه جلوگیری از استفاده از آنها چیست.< SPAN> دو نمودار فوق دقیقاً همان داده ها را نشان می دهند اما با مقیاس های مختلف برای محور هزینه بازاریابی (محور راست). هنگامی که دو خط تقاطع در یک نمودار وجود دارد ، تمایل داریم به بخشی از نمودار که خطوط از یکدیگر عبور می کنند ، کشیده شویم. یعنی در ماه آوریل برای نمودار سمت چپ و در ماه اوت برای سمت راست. با این حال ، جایی که تقاطع اتفاق می افتد کاملاً دلخواه است و کاملاً به نحوه تنظیم مقیاس بستگی دارد.
فارکس وکسب درامد...
ما را در سایت فارکس وکسب درامد دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : آرش اصل زاد
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : دوشنبه
16 مرداد
1402 ساعت: 22:58