برایا 25 3 جان مینارد کینز و انقلاب در اندیشه اقتصادی
لایحه بنیاد حقوق قانون اساسی در عمل بهار 2010 (دوره 25 ، شماره 3)
جان مینارد کینز و انقلاب در اندیشه اقتصادی
جان مینارد کینز ، اقتصاددان انگلیس معتقد بود که نظریه اقتصادی کلاسیک راهی برای پایان دادن به افسردگی فراهم نمی کند. وی تصریح کرد که عدم اطمینان باعث شده است که افراد و مشاغل متوقف شوند و سرمایه گذاری را متوقف کنند و دولت باید قدم بردارد و پول خرج کند تا اقتصاد را به عقب برگرداند. ایده های او منجر به انقلاب در اندیشه اقتصادی شد.
جان مینارد کینز (نیشکر تلفظ) یکی از متفکران بزرگ اقتصادی بود. پدر وی که در سال 1883 در یک خانواده دانشگاهی متولد شد ، یک استاد برجسته فلسفه و اقتصاد در دانشگاه کمبریج بود. مادرش معلمی بود که بعداً به عنوان شهردار کمبریج خدمت می کرد.
کینز در ایتون ، بهترین مدرسه مقدماتی انگلیس شرکت کرد. پس از اتون ، او به کالج کینگ در دانشگاه کمبریج رفت. وی مدرک ریاضیات را به دست آورد ، اما کنجکاوی وی در بسیاری از زمینه ها - تاریخی ، ادبیات کلاسیک ، هنر و فلسفه اخلاقی گسترش یافت. او اقتصاد را از اقتصاددان برجسته کمبریج ، آلفرد مارشال ، آموخت.
کینز درخشان ، یک دانش آموز برجسته و کنجکاو فکری ، کینز حرفه ای سنتی دانشگاهی را دنبال نکرد. او به عنوان مدرس دانشگاهی کار کرد ، اما او همچنین بخش اعظم زندگی خود را در دولت ، نوشتن کتاب و مقاله (برای روزنامه ها ، مجلات و مجلات دانشگاهی) گذراند و به عنوان مشاور مالی کار کرد. کینز همچنین بازار سهام را بازی کرد که او یک کازینو را در نظر گرفت. او پیراهن خود را بیش از یک بار از دست داد اما با ثروت سرمایه گذاری قابل توجهی به پایان رسید.
در سال 1906 ، کینز در دفتر استعمار هند انگلیس به عنوان یک منشی جوان کار کرد. کنجکاوی او او را به سمت متخصص در سیستم مالی هند سوق داد.
اقتصاددان پیشرو انگلیس
هنگامی که جنگ جهانی اول در سال 1914 آغاز شد ، کینز به وزارت خزانه داری انگلیس پیوست. وی در روابط مالی بین متفقین تخصص داشت. در کنفرانس صلح پاریس پس از جنگ ، وی مسئولیت موضع وزارتخانه را در مورد میزان پرداخت آلمان در جبران خسارت های جنگ - جبران خسارت مالی به پیروزها بر عهده داشت.
کینز دریافت که رهبران متفقین معتقدند آلمان باید "کل هزینه های جنگ" ، از جمله حقوق بازنشستگی بیوه ها را بپردازد. کینز مخالف بود. وی خواستار جبران خسارت شد که آلمان "ظرفیت معقول پرداخت" داشت. کینز معتقد بود که با فلج کننده مالی آلمان ، همه ملل اروپایی رنج می برند.
در ماه مه 1919 ، پیش نویس نهایی پیمان ورسای کینز را شوکه کرد. این خواستار این شد که آلمانی ها طی مدت 30 سال میلیارد دلار بپردازند.
کینز اظهار داشت: "صلح ظالمانه و غیرممکن است و نمی تواند چیزی جز بدبختی به همراه آورد."او از خزانه استعفا داد. وی با بازگشت به کمبریج ، مسئولیت بخش دارایی را در کالج کینگ به عهده گرفت و کتابی نوشت ، عواقب اقتصادی صلح. این کتاب او را مشهور کرد.
کینز در کتاب خود در کنفرانس صلح پاریس به رهبران حمله کرد. وی پیش بینی کرد که پیمان سخت آلمان را فقیر خواهد کرد و منجر به جنگ انتقام آلمان خواهد شد. وی همچنین از رهبران به دلیل برخورد با امور سیاسی مانند بازگرداندن مرزهای ملی و در عین حال نادیده گرفتن همکاری های اقتصادی لازم برای ایجاد صلح دائمی به اروپا ، انتقاد کرد. کتاب کینز که در سال 1919 منتشر شد ، پرفروش بین المللی بود.
کینز در بلومسبوری ، منطقه ای در مرکز لندن زندگی می کرد. او عضو دیرینه دایره ای از نویسندگان ، نقاشان و هنرمندان مشهور بود. حامی پرشور هنرها ، او اغلب در تئاتر ، گالری های هنری و باله شرکت می کرد. در سال 1925 ، او با بالرینا لیدیا لوپوکووا ازدواج کرد.
کینز در ماه عسل خود به اتحاد جماهیر شوروی برای دیدار با خانواده لیدیا ، با برنامه ریزان اقتصادی کمونیستی برای رعایت سوسیالیسم مارکسیستی در عمل ملاقات کرد. پس از بازگشت به انگلیس ، کینز مقاله ای را که به سیستم اتحاد جماهیر شوروی حمله می کرد ، نوشت. وی آن را با استفاده از "سلاح های آزار و اذیت ، تخریب و نزاع های بین المللی" به همراه "یک کتاب درسی منسوخ اقتصاد" (Das Kapital مارکس) نامید.
در دهه 1920 ، کینز شروع به تمرکز روی مشکل بیکاری انگلیس کرد. از پایان جنگ حدود 10 درصد گیر کرده بود. وی مانند اکثر اقتصاددانان در آن زمان ، معتقد بود که سیاست پولی باعث کاهش اقتصادی می شود.
این بدان معناست که بانک مرکزی کشور ، بانک انگلیس ، باید نرخ بهره را پایین بیاورد و عرضه پول را افزایش دهد. این اقدامات پولی قرار بود کاهش قیمت ها ، افزایش تولید صنعتی و احیای استخدام را متوقف کند.
اما کینز هنگامی که سیاست های پولی انگلیس را از مسیر اقتصادی خود خارج نکرد ، گیج شد. در سال 1924 ، او با استخدام بیکاری در ساخت جاده ها ، پل ها و سایر پروژه های تأمین مالی دولت ، روش جدیدی برای مبارزه با بیکاری مورد بررسی قرار داد.
کینز همچنین در مورد استاندارد طلا در مشاجره قرار گرفت. در این زمان ، بیشتر کشورهای صنعتی ارزش ارز کاغذی خود را به طلا گره می زدند. به عنوان مثال ، ممکن است یک فرانک فرانسوی از 1/100 اونس طلا در خزانه فرانسه حمایت شود. انگلیس در طول جنگ از استاندارد طلا خارج شده بود. در سال 1925 ، وینستون چرچیل ، وزیر دارایی انگلیس ، علیه توصیه های کینز عمل کرد و کشور را به استاندارد طلا برگرداند. کینز با این اقدام مخالفت کرد زیرا این امر تأمین پول کاغذ را به مقدار طلا در طاق های بانک انگلیس محدود کرد. با نگه داشتن عرضه پول ، استاندارد طلا به کنترل تورم در زمان رونق کمک می کند. اما انگلیس در حال کاهش اقتصادی طولانی بود.
بنابراین ، استاندارد طلای سیاست پولی را سرگرم کرد ، که خواستار گسترش عرضه پول برای تحریک رشد اقتصادی بود. همچنین ، چرچیل ارزش پوند انگلیس را در طلا بالا قرار داد. این امر باعث شد صادرات کشور برای تکمیل با سایر کشورها بسیار گران باشد.
همانطور که کینز پیش بینی کرد ، بازگشت به استاندارد طلا بیکاری انگلیس را بدتر کرد. در سال 1928 ، وی به تهیه پیش نویس پیشنهاد انتخابات انتخاباتی حزب لیبرال برای کاهش بیکاری توسط پروژه های کار عمومی با بودجه دولت کمک کرد. سپس بازار سهام نیویورک در 24 اکتبر 1929 سقوط کرد.
کینز و افسردگی بزرگ
تصادف بازار سهام به دیوانگی از گمانه زنی ها پایان داد که قیمت سهام را به مراتب فراتر از ارزش واقعی آنها سوق داده بود. بانک مرکزی ایالات متحده ، فدرال رزرو ، از سیاست های پولی برای تلاش برای افزایش حدس و گمان با افزایش نرخ بهره استفاده کرده بود. اما سیاست فدرال رزرو باعث کاهش شدید هزینه های مصرف کننده برای خریدهای عمده مانند خودرو و خانه ها شد.
پس از فاجعه در وال استریت ، مردم شروع به برداشت پول خود از بانک های کشور کردند و باعث شد بسیاری از بانک ها شکست بخورند و بسیاری از سپرده گذاران پول خود را از دست بدهند. فدرال رزرو از پمپ کردن پول بیشتر به سیستم بانکی خودداری کرد و حتی در سال 1931 نرخ بهره را بیشتر کرد. این امر وام و خرج کردن افراد و مشاغل را برای افراد و مشاغل دشوارتر می کند.
این تصادف منجر به افسردگی بزرگ شد. در دهه 1930 ، تولید صنعتی در ایالات متحده تقریباً 50 درصد کاهش یافت. بیکاری به 25 درصد از نیروی کار رسید. ایالات متحده هیچ بیمه بیکاری ارائه نداد ، فقط خطوط نان پر از کارگران بیکار و خانواده های آنها.
افسردگی به سرعت در اروپا و سراسر جهان گسترش یافت. با تکیه بر راه حل های پولی ، بیشتر بانکهای مرکزی نرخ بهره را کاهش داده و عرضه پول آنها را افزایش می دهند. سرانجام انگلیس استاندارد طلا را در سال 1931 رها کرد. اما آسیب اقتصادی خیلی شدید بود. مصرف کنندگان و مشاغل ، که از ترس از آینده گرفتار شدند ، پول نقد را احتکار کردند و هزینه های خود را متوقف کردند. در همین حال ، ایالات متحده و سایر کشورها هزینه های خود را کاهش داده و مالیات را برای تعادل بودجه خود افزایش داده اند.
هرچه افسردگی در سراسر جهان شدیدتر شد ، کینز نتیجه گرفت که سیستم سرمایه داری در بازار آزاد هیچ درمانی برای کاهش اقتصادی طولانی و عمیق ندارد. کاهش نرخ بهره و سایر راه حل های سیاست پولی کافی نبود. کینز می ترسید که اگر سرمایه داری راهی برای رفع بیکاری گسترده پیدا نکند ، ممکن است افراد ناامید به کمونیسم یا فاشیسم روی آورند.
کینز استدلال کرد که دولت باید سرمایه داری را نجات دهد. در پخش رادیویی در سال 1931 ، وی حمایت قبلی خود را از پروژه های عمومی بازسازی کرد و خواستار توسعه مجدد اصلی لندن مرکزی شد. وی ادعا كرد كه كاهش پرداختهای امدادی دولت به كارگران بیکار و افزایش درآمد مالیاتی از تأمین کنندگان مواد ، هزینه چنین پروژه هایی را جبران می کند.
در سال 1932 ، کینز به طور علنی استدلال کرد که راه حل بیکاری گسترده به هزینه های دولت بیشتر و نه کمتر بستگی دارد. این امر دولت را ملزم به وام گرفتن پول و به طور موقت کسری می کند.
سال بعد ، کینز مجموعه ای از مقاله های روزنامه را نوشت که توضیح در مورد "ضرب اشتغال". این یک مفهوم اقتصادی جدید بود که او و یکی از دانش آموزانش ، ریچارد کان ، در حال توسعه بودند.
کینز خاطرنشان کرد: کارگران و تأمین کنندگان پروژه های عمومی تازه کار می توانند دوباره هزینه کنند و باعث تقاضای بیشتری برای کالاها و خدمات از مشاغل خصوصی می شوند. کینز با ورود سفارشات بیشتر ، مشاغل اعتماد به نفس را به دست می آورند و شروع به استخدام کارگران می کنند. این کارگران به نوبه خود چک های خود را می گذرانند ، تقاضا را چند برابر می کنند و غیره.
علی رغم شهرت وی به عنوان اقتصاددان برجسته انگلیس ، کینز شانس کمی برای قانع کردن دولت داشت. خزانه داری همچنان اصرار بر کاهش هزینه ها و بودجه های متعادل داشت.
در دسامبر سال 1933 ، نیویورک تایمز مقاله ای از کینز به کارگردانی رئیس جمهور تازه منتخب فرانکلین دی روزولت منتشر کرد. کینز به روزولت توصیه کرد که ابتدا روی مشکل بیکاری وحشتناک تمرکز کند. کینز پرونده خود را برای دولت برای وام گرفتن و هزینه های زیادی برای پروژه های کار عمومی ارائه داد. پیش از این ، کینز توضیحی درباره "ضرب اشتغال" به FDR منتقل کرده بود.
در ماه مه سال 1934 ، کینز از روزولت در واشنگتن بازدید کرد ، اما FDR تمایلی به اتخاذ ایده های کینز نداشت. با این وجود ، کینز جلسات بسیاری با مقامات دولتی ، سرمایه گذاران وال استریت ، رهبران تجارت و اقتصاددانان دانشگاه برگزار کرد. او تمام تلاش خود را کرد تا آنها را ترغیب کند تا ایده بزرگ خود را در آغوش بگیرند که توضیح می دهد چرا افسردگی شدید رخ داده است و چگونه به آنها پایان دهد.
ایده بزرگ کینز
کینز بیش از یک دهه است که روی معمای بیکاری پایدار در انگلیس کار می کرد. در سال 1936 ، او تئوری کلی اشتغال ، بهره و پول را منتشر کرد که باعث تحول در اقتصاد شد.
کینز در کتاب خود اظهار داشت که سرمایه داری در بازار آزاد نتوانسته است برای اقتصادی که در یک افسردگی طولانی مدت با بیکاری گسترده گیر کرده است ، درمانی را ارائه دهد. وی نوشت که تکیه بر راه حل های سنتی پولی مانند کاهش نرخ بهره کافی نیست. در مواقع نامشخص ، مشاغل و افراد از وام گرفتن و وام دادن به پول خودداری می کنند.
کینز استدلال کرد که عدم اطمینان ناشی از شوک به اقتصاد ، مانند سقوط بازار سهام در سال 1929 ، "تقاضای مؤثر" را فلج می کند. تقاضای مؤثر میزان واقعی هزینه های مصرف کننده و سرمایه گذار در یک اقتصاد است. با افزایش تقاضا ، مشاغل سودآور و اشتغال زیاد است.
هنگامی که مصرف کنندگان و سرمایه گذاران نامشخص به شدت هزینه های خود را کاهش می دهند ، تقاضای مؤثر کاهش می یابد. مشاغل اعتماد به نفس در مورد فروش و درآمد آینده را از دست می دهند. برای کاهش هزینه ها ، آنها شروع به پایین آمدن قیمت ها ، کاهش دستمزدها و کنار گذاشتن کارگران می کنند. کارگران بیکار پول زیادی برای خرج کردن ندارند و این باعث کاهش بیشتر هزینه ها در کل اقتصاد می شود. بنابراین ، یک مارپیچ رو به پایین شرور به حرکت در می آید و منجر به مشاغل شکست خورده و بیکاری گسترده می شود.
کینز یک اصل کلیدی در بازار آزاد را به چالش کشید که پس انداز همیشه خوب است زیرا پول برای سرمایه گذاری در مشاغل فراهم می کند. کینز موافقت کرد که پس انداز در شرایط عادی اقتصادی ایده خوبی بود. اما او استدلال كرد كه این امر در افسردگی به اقتصاد آسیب می رساند. وی گفت ، اگر مردم پول نقد خود را در افسردگی قرار دهند ، بدیهی است که هزینه کمتری خواهند داشت. این تنها "تقاضای مؤثر" را بدتر می کند و به مارپیچ اقتصادی رو به پایین تغذیه می شود.
کینز تشخیص داد که این امر برای افراد منطقی است که در مواقع نامشخص پول خود را حفظ کنند ، اما وی خاطرنشان کرد که کاهش هزینه های آنها به طور کلی به اقتصاد آسیب می رساند. هرچه مردم کمتر هزینه می کنند ، شرکت ها کمتر می فروشند و سرمایه گذاری کمتری در تولید دارند. اقتصاد بدتر می شود. کینز این را "پارادوکس رونق" خواند.
هنگامی که مصرف کنندگان و سرمایه گذاران نامشخص در افسردگی هزینه نمی کنند ، پول برای افزایش "تقاضای مؤثر" از کجا باید پول حاصل شود؟کینز پاسخ داد که دولت باید این نقش را بر عهده بگیرد.
کینز پیشگام استفاده از آمار اقتصادی ملی (اقتصاد کلان) بود. وی تخمین زد که دولت چقدر باید برای افزایش "تقاضای مؤثر" و دستیابی به اشتغال کامل هزینه کند.
کینز خواستار استخدام دولت در افسردگی شد تا کارگران بیکار را مستقیماً برای کارهای عمومی مانند جاده ها ، سدها و مدارس استخدام کنند. او اطمینان داشت که "ضرب اشتغال" سپس فعالیت های تجاری خصوصی و بازسازی را برای پایان دادن به افسردگی تحریک می کند.
بحث برانگیزترین بخش نظریه کینز مربوط به چگونگی تأمین مالی دولت برای کارهای عمومی خود بود. وی گفت که دولت باید با فروش اوراق بهادار خزانه داری ، پول را وام بگیرد. این نباید تلاش کند تا بودجه خود را متعادل کند بلکه باید کسری موقت را اجرا کند. وی توضیح داد که افزایش مالیات برای پرداخت هزینه های عمومی ، پول بیشتری را از دست مردم می گیرد ، و هدف افزایش "تقاضای مؤثر" را شکست داد.
کینز نتیجه گرفت که کاهش نرخ بهره ، گسترش عرضه پول و سایر سیاست های پولی فقط می توانند تا این حد پیش بروند. وی معتقد است که اقتصاد از یک افسردگی عمیق ، نیاز به اقدامات سیاست مالی مانند وام دولت و هزینه های کسری دارد. او همچنین فکر می کرد که کاهش مالیات می تواند کمک کند ، اما وی خاطرنشان کرد که مردم به جای خرج کردن ، احتمالاً برخی یا تمام پولی را که به دست آورده اند پس انداز می کنند.
کینز تشخیص داد که راه حل هزینه های کسری وی برای تقویت "تقاضای مؤثر" می تواند بدهی ملی را منفجر کند و در آینده تورم ایجاد کند. اما او فکر کرد که دولت می تواند با افزایش مالیات پس از بازگشت سعادت ، این مشکلات را برطرف کند.
بنابراین ، "تقاضای مؤثر" (که گاهی اوقات "تقاضای کل" خوانده می شود) در مرکز نظریه عمومی کینز در مورد علت و درمان افسردگی های شدید قرار داشت. این ایده بزرگ او بود.
اقتصاددانان سنتی مخالف هزینه های کسری و مداخله دولت در اقتصاد بودند. آنها خاطرنشان كردند كه در طولانی مدت اقتصاد خود را اصلاح می كند. کینز مشهور پاسخ داد ، "در دراز مدت ، همه ما مرده ایم."کینز می خواست رنج فوق العاده ای را که یک افسردگی ایجاد شده است تسکین دهد و از انقلاب احتمالی کمونیستی یا فاشیستی جلوگیری کند.
بسیاری از اقتصاددانان جوان در جهان با اشتیاق ایده های جدید کینز را پذیرفتند. اقتصاددانان قدیمی تمایل به دفاع از اصول بازار آزاد داشتند و در مورد خطرات مداخله دولت در سیستم شرکت های خصوصی هشدار می دادند.
حریف اصلی کینز فردریش A. هایک ، اقتصاددان بازار آزاد اتریشی و منتقد سخت سوسیالیسم بود. هایک استدلال کینز را برای هزینه های گسترده دولت برای پایان دادن به افسردگی رد کرد. درعوض ، هایک خواستار صرفه جویی در افراد شد ، و مستقیماً با "پارادوکس رونق" کینز متناقض شد. هایک اظهار داشت ، صرفه جویی بیشتر ، سرمایه گذاری خصوصی بیشتر در تجارت را امکان پذیر می کند.
کینز و معامله جدید
هنگامی که کینز کتاب خود را در سال 1936 منتشر کرد ، این قرارداد جدید در ایالات متحده آمریکا برنامه های کاربردی بیشماری از دولت مانند اداره پیشرفت کار (WPA) کارگران را برای ساخت ساختمان های دولتی ، جاده ها و سایر پروژه های عمومی استخدام کرد. هدف WPA و برنامه های جدید معاملات جدید تسکین برای بیکاری بود. فروشندگان جدید همانطور که کینز می خواست ، این برنامه ها را برای افزایش "تقاضای مؤثر" طراحی نکردند.
کینز محاسبه کرد که دولت فدرال ایالات متحده برای تثبیت "تقاضای مؤثر" و به دست آوردن ایالات متحده در مسیر بهبودی ، باید میلیاردها دلار برای برنامه های اشتغال خود وام بگیرد. اما معامله جدید وام گرفته و بسیار کمتر هزینه کرد. دولت حتی مالیات را افزایش داد و بیشتر تقاضای مصرف کننده و سرمایه گذار را فلج کرد. تا سال 1936 ، نرخ بیکاری پایین تر اما هنوز بیش از 15 درصد بود.
در سال 1937 ، رئیس جمهور روزولت چرخش شدید گرفت و تصمیم گرفت تا بودجه را متعادل کند. وی به برخی از بودجه برنامه های شغلی پایان داد ، سایر هزینه های دولت را کاهش داد و مالیات را افزایش داد. علاوه بر این ، فدرال رزرو ، عرضه پول را برای مهار گمانه زنی های تجدید شده در بورس کاهش داد.
این سیاست های مالی و پولی دقیقاً بر خلاف آنچه کینز توصیه می کرد بود. در نتیجه ، "تقاضای مؤثر" از نظر کینز ، یک ضربه دیگر در تولید صنعتی ایالات متحده کاهش یافت ، سرمایه گذاری در تجارت کاهش یافت ، هزینه های مصرف کننده کاهش یافت و بیکاری در سال 1938 به 20 درصد افزایش یافت. برخی این را "افسردگی دوم" خواندند.
بحث و گفتگو در بین مشاوران اقتصادی روزولت صورت گرفت. یک گروه می خواستند هزینه کمتری داشته باشند و بودجه را متعادل کنند. گروه دیگر با کینز موافقت کردند که دولت برای تقویت "تقاضای مؤثر" نیاز به وام گرفتن و هزینه بیشتر دارد.
کینزی ها در این بحث پیروز شدند و هزینه های کسری از سر گرفت. با این حال ، تا سال 1940 ، جنگ در اروپا و آسیا تأثیر خاص خود را بر "تقاضای مؤثر" در کارخانه های ایالات متحده داشتند که به تولید سلاح تبدیل شدند. در مارس 1941 ، قانون اجاره نامه وام ، تولید و حمل مواد دفاعی به انگلیس و سایر کشورهایی که با آلمان و ژاپن می جنگند مجاز است.
هنگامی که ایالات متحده در دسامبر سال 1941 وارد جنگ جهانی دوم شد ، هزینه های زمان جنگ بسیار زیاد شد. هزینه های کسری بین سالهای 1943 و 1945 به 50 میلیارد دلار در سال افزایش یافت. این بسیار بالاتر از کسری بودجه سالانه در دهه 1930 بود. در همین حال ، بیکاری به 1 درصد کاهش یافته است.
سرنوشت اقتصاد کینزی
با پایان جنگ ، کینز نقش اصلی در مذاکره در مورد توافق بین المللی را برای جلوگیری از تکرار کاهش اقتصادی که پس از جنگ جهانی اول پس از آن بود ، به عهده گرفت. این توافق نامه ، که عمدتاً توسط ایالات متحده طراحی شده است ، یک سیستم تبادل ارز پایدار ایجاد کرده ، تجارت آزاد را باز کرده و وام هایی را برای کشورهای فقیر برای توسعه اقتصاد خود فراهم می کند.
در سال 1945 ، کینز با توافق نامه ای با ایالات متحده مذاکره کرد تا آنچه را که انگلیس برای برنامه اجاره وام و تأمین کمک های پس از جنگ مدیون بود ، تسویه کند. کینز به خاطر تلاش برای جنگ قهرمانانه انگلیس به "هدیه" 6 میلیارد دلاری از ایالات متحده امیدوار بود. او مجبور شد وام 3. 75 میلیارد دلاری را با 2 درصد بهره تسویه کند.
کینز که تحت تأثیر بیماری های قلبی قرار گرفت ، در سال 1946 در 62 سالگی در لندن درگذشت. او هرگز برای دیدن "انقلاب کینزی" زندگی نکرد. به مدت دو دهه پس از جنگ ، تقریباً همه اقتصاددانان کینزی بودند. بیشتر از هزینه های کسری دولت در اوقات بد و مازاد دولت در اوقات خوب حمایت می شود.
شرایط اقتصادی
بانک مرکزی یک بانک ویژه توسط دولت ، مانند ایالات متحده فدرال رزرو ، که سیاست پولی را تعیین می کند.
سیاست پولی سیاست پولی بانک مرکزی باعث افزایش یا کاهش عرضه پول برای کنترل تورم و جلوگیری از افسردگی می شود. بانک های مرکزی نرخ بهره خاصی را تعیین می کنند که در نهایت بر مشاغل و مصرف کنندگان تأثیر می گذارد و این باعث می شود که وام بیش از حد ارزان تر شود.
سیاست مالی هزینه ، وام و سیاست مالیات اتخاذ شده توسط دولت.
تقاضای مؤثر کینز برای هزینه های واقعی مصرف کننده برای کالاها و خدمات به علاوه هزینه سرمایه گذار برای کالاهای سرمایه مانند رایانه برای عملیات تجاری.
سرمایه داری در بازار آزاد پس از سال 1980 در ایالات متحده آمریکا به کار رفت. اقتصاددانان بازار آزاد استدلال کردند که سیستم بازار شرکت های خصوصی خود تنظیم شده است و به نظارت کمی دولت نیاز دارد. بانک ها ، شرکت های سرمایه گذاری و سایر موسسات مالی تنظیم شدند. اقتصاددانان به طور فزاینده ای برای پیش بینی ریسک سرمایه گذاری به برنامه های رایانه ای ریاضی اعتماد می کردند.
سپس اوضاع در سال 2008 از هم پاشید. ارزش املاک و مستغلات به طرز چشمگیری کاهش یافت و باعث ضررهای عظیمی در موسسات بانکی و مالی شد و بازار سهام را بی ثبات کرد. مشاغل به همراه دولت های ایالتی و محلی دستمزدها را قطع کرده و کارگران را اخراج کردند. بیکاری به بیش از 10 درصد افزایش یافت. میلیون ها نفر از صاحبان خانه نتوانستند پرداخت وام مسکن خود را بپردازند که این امر منجر به افزایش سلب مالکیت و افسردگی بیشتر املاک و مستغلات شد. در یک چرخه مکرر ، موسسات مالی ، که به شدت در وام ها سرمایه گذاری کرده بودند ، همچنان ضررهای قابل توجهی را متحمل می شدند.
در میان این عدم اطمینان مالی ، مردم به شدت هزینه و سرمایه گذاری خود را کاهش دادند ("تقاضای مؤثر"). بسیاری از پول نقد را در حساب های پس انداز کم بهره جمع کردند و طلا خریداری کردند و تقاضا را بیشتر می کنند. یکی دیگر از افسردگی های بزرگ نزدیک به نظر می رسید.
دولت بوش و اوباما بانک ها ، سایر موسسات مالی و شرکت های خودرو را با میلیارد ها دلار وام نجات دادند. کنگره برای تحریک اقتصاد 787 میلیارد دلار برنامه هزینه دولت را تصویب کرد. اقتصاددانان کینزی گفتند که این خیلی کم است. اقتصاددانان بازار آزاد گفتند که این بیش از حد است و با افزایش بدهی ملی ، تورم و مالیات باعث خسارت بیشتر می شود. در پایان سال 2009 ، چشم انداز اقتصاد ایالات متحده در بهترین حالت نامشخص بود.
برای بحث و نوشتن
1. شباهت ها و تفاوت های بین افسردگی بزرگ دهه 1930 و رکود بزرگ امروز چیست؟
2. به گفته کینز ، "پارادوکس رونق" چیست؟به نظر شما درست است؟توضیح.
3. "ایده بزرگ" کینز چه بود؟فکر می کنید این راه حل مناسب برای پایان دادن به افسردگی بزرگ بود؟چرا؟فکر می کنید امروز برای پایان دادن به رکود بزرگ ، این راه حل مناسب است؟چرا؟
برای مطالعه بیشتر
Skidelsky ، رابرت. جان مینارد کینز ، 1883-1983: اقتصاددان ، فیلسوف ، دولتمرد. نیویورک: کتابهای پنگوئن ، 2003.
Skousen ، مارک. The Big Three در اقتصاد: آدام اسمیت ، کارل مارکس و جان مینارد کینز. Armonk ، N. Y: M. E. Sharpe ، 2007.
فعالیت
مشاغل ، مشاغل ، مشاغل
در اواخر سال 2009 ، 8 میلیون شغل در رکود بزرگ ایالات متحده از بین رفت. اقتصاددانان پیش بینی بهبود اشتغال آهسته را دارند. این امر پیشنهادات مختلفی را برای ایجاد شغل بیشتر برانگیخته است. برای بحث در مورد پیشنهادات ذکر شده در زیر ، گروه های کوچک را تشکیل دهید. هر گروه باید سه پیشنهاد را انتخاب کند ، آنها را با توجه به اهمیت رتبه بندی کند و سپس قبل از بقیه کلاس از رده های برتر دفاع کند.
پیشنهادهایی برای ایجاد شغل بیشتر
1. کمک های فدرال را به ایالات متحده برای جلوگیری از اخراج معلمان ، پلیس و سایر کارگران دولت و دولت محلی اعطا کنید.
2. کمک های فدرال را به ایالات متحده برای تأمین بودجه ساخت بزرگراه ها ، پل ها و سایر پروژه های حمل و نقل اعطا کنید.
3. کمک های فدرال را به ایالت ها اعطا کنید تا مدارس ، کتابخانه ها و سایر ساختمانهای عمومی را با انرژی بیشتری داشته باشند.
4- ایجاد یک برنامه اشتغال مستقیم دولت برای استخدام کارگران بیکار برای پروژه های عمومی همانطور که اداره پیشرفت کار (WPA) در دوران رکود بزرگ انجام داد.
5- اعتبار مالیاتی را به شرکت هایی که کارگران جدید را استخدام می کنند ، تهیه کنید.
6. برای کسانی که یک خانه تازه ساخته شده را خریداری می کنند ، اعتبار مالیاتی تهیه کنید.
7. اعتبار مالیاتی را به صاحبان خانه که پس انداز انرژی را نصب می کنند و درها یا درهای خورشیدی را نصب می کنند ، تهیه کنید.
فارکس وکسب درامد...
ما را در سایت فارکس وکسب درامد دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : آرش اصل زاد
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : جمعه
11 فروردين
1402 ساعت: 17:38