24. 2 ساختن الگویی از تقاضای کل و عرضه کل

ساخت وبلاگ

برای ساختن یک مدل کلان اقتصادی مفید ، ما به مدلی احتیاج داریم که نشان می دهد عرضه کل یا تقاضای کل برای اقتصاد را تعیین می کند ، و چگونه تقاضای کل و عرضه کل در سطح کلان اقتصادی تعامل دارند. به این مدل مدل عرضه تقاضای/کل تقاضا گفته می شود. این ماژول عرضه کل ، تقاضای کل و تعادل بین آنها را توضیح می دهد. ماژول های زیر علل تغییر در عرضه کل و تقاضای کل را مورد بحث قرار می دهند.

منحنی تأمین کل و تولید ناخالص داخلی بالقوه

بنگاهها بر اساس سود مورد نظر برای کسب درآمد ، تصمیم می گیرند که چه مقدار برای عرضه داشته باشند. سود ، به نوبه خود ، همچنین با قیمت خروجی هایی که شرکت می فروشد و با قیمت ورودی ها مانند مواد زائد یا مواد اولیه تعیین می شود ، شرکت نیاز به خرید دارد. عرضه کل (AS) به مقدار کل شرکتهای خروجی (یعنی تولید ناخالص داخلی واقعی) اشاره دارد و می فروشند. منحنی عرضه کل (AS) مقدار کل خروجی (یعنی تولید ناخالص داخلی واقعی) را نشان می دهد که بنگاه ها در هر سطح قیمت تولید و فروش می کنند.

شکل 1 منحنی عرضه کل را نشان می دهد. در پاراگرافهای زیر ، ما یک بار از طریق عناصر نمودار یک بار قدم می زنیم: محورهای افقی و عمودی ، منحنی عرضه کل و معنی خط عمودی تولید ناخالص داخلی.

The graph shows an upward sloping aggregate supply curve. The slope is gradual between 6,500 and 9,000 before become steeper, especially between 9,500 and 9,900.

محور افقی نمودار تولید ناخالص داخلی واقعی را نشان می دهد - یعنی سطح تولید ناخالص داخلی برای تورم تنظیم شده است. محور عمودی سطح قیمت را نشان می دهد. به یاد داشته باشید که سطح قیمت با نرخ تورم متفاوت است. سطح قیمت را به عنوان یک شماره شاخص ، مانند تولید کننده تولید ناخالص داخلی تجسم کنید ، در حالی که نرخ تورم درصد تغییر بین سطح قیمت در طول زمان است.

از آنجا که سطح قیمت (میانگین قیمت کلیه کالاها و خدمات تولید شده در اقتصاد) افزایش می یابد ، مقدار کل کالاها و خدمات ارائه شده نیز افزایش می یابد. چرا؟سطح قیمت نشان داده شده در محور عمودی نشان دهنده قیمت کالاهای نهایی یا خروجی های خریداری شده در اقتصاد - مانند تولید ناخالص داخلی است - نه سطح قیمت کالاها و خدمات واسطه ای که ورودی به تولید هستند. بنابراین ، منحنی AS توضیح می دهد که چگونه تأمین کنندگان برای خروجی های نهایی کالاها و خدمات به سطح قیمت بالاتر واکنش نشان می دهند ، در حالی که قیمت ورودی ها مانند نیروی کار و انرژی را ثابت می کند. اگر بنگاههای اقتصادی در سراسر اقتصاد با شرایطی روبرو شوند که میزان قیمت آن تولید و فروش در حال افزایش باشد ، اما هزینه های تولید آنها در حال افزایش نیست ، پس فریب سود بالاتر باعث می شود که آنها به گسترش تولید بپردازند.

شیب یک منحنی AS از تقریباً مسطح در سمت چپ آن تا تقریباً عمودی در سمت راست خود تغییر می کند. در سمت چپ منحنی عرضه کل ، سطح تولید در اقتصاد بسیار پایین تر از تولید ناخالص داخلی بالقوه است ، که به عنوان کمیتی که یک اقتصاد می تواند با استفاده از سطح کامل کار ، سرمایه فیزیکی و فناوری در آن تولید کند ، تعریف می شود. زمینه بازار موجود و مؤسسات حقوقی آن. در این سطح نسبتاً پایین از تولید ، سطح بیکاری زیاد است و بسیاری از کارخانه ها فقط به صورت پاره وقت در حال اجرا هستند یا درهای خود را بسته اند. در این شرایط ، افزایش نسبتاً کمی در قیمت خروجی هایی که مشاغل می فروشند - در حالی که فرض افزایش قیمت های ورودی را نمی دهد - می تواند افزایش قابل توجهی در مقدار عرضه کل را ترغیب کند زیرا بسیاری از کارگران و کارخانه ها آماده نوسان هستندبه تولید

با افزایش مقدار تولید شده ، با این حال ، برخی از بنگاه ها و صنایع شروع به کار می کنند: شاید تقریباً همه کارگران خبره در یک صنعت خاص شغل یا کارخانه هایی در برخی از مناطق جغرافیایی داشته باشند یا صنایع با سرعت کامل کار می کنند. در منطقه میانی منحنی AS ، سطح قیمت بالاتر برای خروجی ها همچنان به تشویق مقدار بیشتری از خروجی می پردازد - اما همانطور که شیب به طور فزاینده ای به سمت بالا از منحنی عرضه کل نشان می دهد ، افزایش مقدار در پاسخ به افزایش مشخصیسطح قیمت کاملاً بزرگ نخواهد بود.(ویژگی زیر آن را بخوانید تا بدانید که چرا منحنی AS از تولید ناخالص داخلی بالقوه عبور می کند.)

چرا به عنوان تولید ناخالص داخلی بالقوه؟

منحنی تأمین کل به طور معمول برای عبور از خط تولید ناخالص داخلی بالقوه کشیده می شود. این شکل ممکن است گیج کننده به نظر برسد: چگونه یک اقتصاد می تواند در سطح خروجی که بالاتر از تولید ناخالص داخلی "پتانسیل" یا "اشتغال کامل" آن باشد ، تولید کند؟شهود اقتصادی در اینجا این است که اگر قیمت های خروجی به اندازه کافی بالا باشد ، تولید کنندگان تلاش های متعصبانه ای برای تولید انجام می دهند: همه کارگران در زمان دو برابر می شوند ، همه ماشین ها 24 ساعت شبانه روز ، هفت روز در هفته اجرا می شوند. چنین تولید بیش از حد ناچیز فراتر از استفاده از منابع بالقوه نیروی کار و سرمایه فیزیکی به طور کامل ، استفاده از آنها به گونه ای است که در دراز مدت پایدار نیست. بنابراین ، در واقع امکان تولید بالاتر از تولید ناخالص داخلی بالقوه امکان پذیر است ، اما فقط در کوتاه مدت.

در سمت راست ، منحنی تأمین کل تقریباً عمودی می شود. در این مقدار ، قیمت های بالاتر برای خروجی ها نمی توانند خروجی اضافی را تشویق کنند ، زیرا حتی اگر بنگاه ها بخواهند خروجی را گسترش دهند ، ورودی های نیروی کار و ماشین آلات در اقتصاد کاملاً کار می کنند. در این مثال ، خط عمودی در نمایشگاه نشان می دهد که تولید ناخالص داخلی بالقوه در کل خروجی 9،500 رخ می دهد. هنگامی که یک اقتصاد در تولید ناخالص داخلی بالقوه خود فعالیت می کند ، ماشین ها و کارخانه ها با ظرفیت کار می کنند و نرخ بیکاری نسبتاً پایین است - با نرخ طبیعی بیکاری. به همین دلیل ، تولید ناخالص داخلی بالقوه گاهی اوقات تولید ناخالص داخلی کامل اشتغال نیز نامیده می شود.

منحنی تقاضای کل

تقاضای کل (AD) به میزان کل هزینه های کالاها و خدمات داخلی در یک اقتصاد اشاره دارد.(به طور دقیق ، AD همان چیزی است که اقتصاددانان کل هزینه برنامه ریزی شده را می نامند. این تمایز بیشتر در ضمیمه مدل هزینه و خروجی توضیح داده می شود. در حال حاضر ، فقط به تقاضای کل به عنوان کل هزینه ها فکر کنید.) این شامل چهار مؤلفه تقاضا است: مصرف، سرمایه گذاری ، هزینه های دولت و صادرات خالص (صادرات منهای واردات). این تقاضا توسط تعدادی از عوامل تعیین می شود ، اما یکی از آنها سطح قیمت است - هرچند که سطح قیمت یک شماره شاخص مانند تولید کننده تولید ناخالص داخلی است که میانگین قیمت چیزهایی را که خریداری می کنیم اندازه گیری می کند. منحنی تقاضای کل (AD) کل هزینه های کالاها و خدمات داخلی را در هر سطح قیمت نشان می دهد.

شکل 2 منحنی تقاضای کل (AD) را ارائه می دهد. درست مانند منحنی تأمین کل ، محور افقی تولید ناخالص داخلی واقعی را نشان می دهد و محور عمودی سطح قیمت را نشان می دهد. منحنی آگهی به پایین می رود ، به این معنی که افزایش در سطح قیمت خروجی ها منجر به مقدار کمتری از هزینه های کل می شود. دلایل این شکل مربوط به چگونگی تأثیر تغییرات در سطح قیمت بر مؤلفه های مختلف تقاضای کل است. اجزای زیر تقاضای کل را تشکیل می دهند: هزینه های مصرف (C) ، هزینه های سرمایه گذاری (I) ، هزینه های دولت (G) و هزینه برای صادرات (x) منهای واردات (M): C + I + G + X - M.

The graph shows a downward sloping aggregate demand curve.

اثر ثروت معتقد است که با افزایش سطح قیمت ، قدرت خرید پس انداز که افراد در حساب های بانکی ذخیره کرده اند و دارایی های دیگر کاهش می یابد ، کاهش می یابد ، تا حدودی با تورم از بین می رود. از آنجا که افزایش سطح قیمت باعث کاهش ثروت افراد می شود ، با افزایش سطح قیمت ، هزینه های مصرف کاهش می یابد.

تأثیر نرخ بهره این است که با افزایش قیمت برای خروجی ها ، همین خریدها برای دستیابی به پول یا اعتبار بیشتری می گیرند. این تقاضای اضافی برای پول و اعتبار ، نرخ بهره را بیشتر می کند. به نوبه خود ، نرخ بهره بالاتر باعث کاهش وام توسط مشاغل برای اهداف سرمایه گذاری و کاهش وام توسط خانوارها برای خانه ها و اتومبیل ها می شود - بنابراین باعث کاهش مصرف و هزینه های سرمایه گذاری می شود.

اثر قیمت خارجی خاطرنشان می کند که اگر قیمت ها در ایالات متحده افزایش یابد در حالی که در سایر کشورها ثابت مانده است ، کالاهای موجود در ایالات متحده در مقایسه با کالاهای موجود در سایر نقاط جهان نسبتاً گران تر خواهند بود. صادرات ایالات متحده نسبتاً گران تر خواهد بود و مقدار صادرات فروخته شده کاهش می یابد. واردات ایالات متحده از خارج از کشور نسبتاً ارزان تر خواهد بود ، بنابراین مقدار واردات افزایش می یابد. بنابراین ، سطح بالاتر قیمت داخلی ، نسبت به سطح قیمت در سایر کشورها ، هزینه های خالص صادرات را کاهش می دهد.

به حقیقت گفته می شود ، در بین اقتصاددانان هر سه این اثرات بحث برانگیز است ، تا حدودی به این دلیل که به نظر نمی رسد بسیار بزرگ باشند. به همین دلیل ، منحنی تقاضای کل در شکل 2 دامنه های به سمت پایین به سمت پایین. شیب شیب دار نشان می دهد که سطح قیمت بالاتر برای خروجی های نهایی باعث کاهش تقاضای کل برای هر سه این دلایل می شود ، اما تغییر در مقدار تقاضای کل در نتیجه تغییر در سطح قیمت بسیار زیاد نیست.

برای یادگیری نحوه تفسیر مدل AD/AS ، ویژگی کار زیر را بخوانید. در این مثال ، عرضه کل ، تقاضای کل و سطح قیمت برای کشور خیالی Xurbia داده می شود.

تفسیر مدل AD/AS

جدول 1 اطلاعات مربوط به عرضه کل ، تقاضای کل و سطح قیمت کشور خیالی Xurbia را نشان می دهد. جدول 1 در مورد وضعیت اقتصاد Xurbia چه اطلاعاتی را برای شما بیان می کند؟سطح قیمت تعادل و سطح خروجی کجاست (این SR Macroequilibrium است)؟آیا Xurbia فشارهای تورمی را به خطر می اندازد یا با بیکاری زیاد روبرو است؟چطور میتوانی بگویی؟

 

سطح قیمت تقاضای کل عرضه کل
110 700 دلار 600 دلار
120 690 دلار 640 دلار
130 680 دلار 680 دلار
140 670 دلار 720 دلار
150 660 دلار 740 دلار
160 650 دلار 760 دلار
170 640 دلار 770 دلار
جدول 1. سطح قیمت: تقاضای کل/عرضه کل

برای شروع استفاده از مدل AD/AS ، مهم است که منحنی های AS و AD را از داده های ارائه شده ترسیم کنید. تعادل چیست؟

مرحله 1. محور x- و y خود را بکشید. تولید ناخالص داخلی واقعی محور X و سطح قیمت محور y را برچسب بزنید.

مرحله 2. آگهی را روی نمودار خود ترسیم کنید.

مرحله 3. نقشه را در نمودار خود ترسیم کنید.

مرحله 4. به شکل 3 نگاه کنید که تصویری برای کمک به تجزیه و تحلیل شما ارائه می دهد.

The figure shows a downward sloping aggregate demand line intersecting with an aggregate supply curve at approximately (680, 130).

مرحله 5. تعیین کنید که در آن AD و به عنوان تقاطع وجود دارد. این تعادل با سطح قیمت در 130 و تولید ناخالص داخلی واقعی با 680 دلار است.

مرحله 6. به نمودار نگاه کنید تا مشخص شود که تعادل در آن قرار دارد. ما می توانیم ببینیم که این تعادل نسبتاً دور از جایی است که منحنی AS تقریباً عمودی (یا حداقل کاملاً شیب دار) می شود که به نظر می رسد در حدود 750 دلار از خروجی واقعی شروع می شود. این بدان معنی است که اقتصاد نزدیک به تولید ناخالص داخلی بالقوه نیست. بنابراین ، بیکاری زیاد خواهد بود. در قسمت نسبتاً مسطح منحنی AS ، که در آن تعادل رخ می دهد ، تغییر در سطح قیمت یک نگرانی اساسی نخواهد بود ، زیرا احتمالاً چنین تغییراتی اندک است.

مرحله 7. تعیین کنید که قسمت شیب دار منحنی AS نشان می دهد. در جایی که منحنی AS شیب دار است ، اقتصاد در تولید ناخالص داخلی بالقوه یا نزدیک است.

مرحله 8. نتیجه گیری از اطلاعات داده شده:

  • اگر تعادل در محدوده مسطح AS رخ دهد ، اقتصاد نزدیک به تولید ناخالص داخلی بالقوه نیست و بیکاری را تجربه می کند ، اما سطح قیمت پایدار است.
  • اگر تعادل در محدوده شیب دار AS رخ دهد ، اقتصاد نزدیک یا در تولید ناخالص داخلی بالقوه است و افزایش سطح قیمت یا فشارهای تورمی را تجربه می کند ، اما نرخ بیکاری کم خواهد داشت.

تعادل در مدل عرضه تقاضا/کل

تقاطع منحنی های عرضه و کل تقاضای کل ، سطح تعادل تولید ناخالص داخلی واقعی و سطح قیمت تعادل در اقتصاد را نشان می دهد. در سطح قیمت نسبتاً کم برای تولید ، شرکت ها انگیزه کمی برای تولید دارند ، اگرچه مصرف کنندگان مایل به خرید مقدار بالایی هستند. با افزایش سطح قیمت برای خروجی ها ، عرضه کل افزایش می یابد و تقاضای کل تا رسیدن به نقطه تعادل کاهش می یابد.

شکل 4 منحنی AS را از شکل 1 و منحنی AD از شکل 2 ترکیب می کند و هر دو را روی یک نمودار واحد قرار می دهد. در این مثال ، نقطه تعادل در نقطه E ، در سطح قیمت 90 و سطح خروجی 8،800 رخ می دهد.

The graph shows a downward sloping aggregate demand curve that intersects with an upward sloping aggregate supply curve at the point (8,800, 90).

سردرگمی گاهی اوقات بین عرضه کل و مدل تقاضای کل و تجزیه و تحلیل خرد اقتصادی تقاضا و عرضه در بازارهای خاص کالاها ، خدمات ، نیروی کار و سرمایه ایجاد می شود. ویژگی های زیر آن را بخوانید تا درک کنید که آیا AS و AD کلان یا میکرو هستند.

آیا AS و AD کلان یا میکرو هستند؟

این مدل عرضه کل و تقاضای کل و تحلیل اقتصاد خرد تقاضا و عرضه در بازارهای خاص برای کالاها، خدمات، نیروی کار و سرمایه شباهت سطحی دارند، اما تفاوت های اساسی بسیاری نیز دارند.

به عنوان مثال، محورهای عمودی و افقی در نمودارهای اقتصاد کلان و خرد معانی متفاوتی دارند. محور عمودی نمودار عرضه و تقاضای اقتصاد خرد قیمت (یا دستمزد یا نرخ بازده) را برای یک کالا یا خدمات فردی بیان می کند. این قیمت به طور ضمنی نسبی است: در نظر گرفته شده است که با قیمت سایر محصولات مقایسه شود (به عنوان مثال، قیمت پیتزا نسبت به قیمت مرغ سوخاری). در مقابل، محور عمودی نمودار عرضه کل و تقاضای کل، سطح یک شاخص قیمت مانند شاخص قیمت مصرف کننده یا کاهش دهنده تولید ناخالص داخلی را بیان می کند - که مجموعه وسیعی از قیمت ها را از سراسر اقتصاد ترکیب می کند. سطح قیمت مطلق است: قرار نیست با هیچ قیمت دیگری مقایسه شود زیرا اساساً میانگین قیمت تمام محصولات در یک اقتصاد است. محور افقی منحنی عرضه و تقاضای اقتصاد خرد، کمیت یک کالا یا خدمات خاص را اندازه گیری می کند. در مقابل، محور افقی نمودار تقاضای کل و عرضه کل، تولید ناخالص داخلی را اندازه گیری می کند که مجموع همه کالاها و خدمات نهایی تولید شده در اقتصاد است، نه کمیت در یک بازار خاص.

علاوه بر این، دلایل اقتصادی شکل منحنی ها در مدل اقتصاد کلان با دلایل پشت اشکال منحنی ها در مدل های اقتصاد خرد متفاوت است. شیب منحنی تقاضا برای کالاها یا خدمات منفرد اساساً به دلیل وجود کالاهای جایگزین است، نه اثرات ثروت، نرخ بهره و اثرات قیمت خارجی مرتبط با منحنی های تقاضای کل. شیب منحنی های عرضه و تقاضا می تواند شیب های مختلفی داشته باشد، بسته به میزان واکنش مقدار تقاضا و مقدار عرضه شده به قیمت در آن بازار خاص، اما شیب منحنی های AS و AD در هر بازار یکسان است. نمودار (اگرچه همانطور که در فصل های بعدی خواهیم دید، دیدگاه های کوتاه مدت و بلندمدت بر قسمت های مختلف منحنی AS تأکید می کنند).

به طور خلاصه، فقط به این دلیل که نمودار AD/AS دارای دو خط متقاطع است، فرض نکنید که این نمودار مانند هر نمودار دیگری است که در آن دو خط متقاطع می شوند. شهود و معانی نمودارهای کلان و خرد تنها پسرعموهای دور از شاخه های مختلف شجره خانواده اقتصاد هستند.

تعریف SRA و LRA

در ویژگی Clear It Up با عنوان "چرا به عنوان تولید ناخالص داخلی بالقوه؟"ما بین تغییرات کوتاه مدت در عرضه کل که توسط منحنی AS و تغییرات طولانی مدت در عرضه کل که توسط خط عمودی در تولید ناخالص داخلی تعریف شده است ، تمایز قائل شدیم. در کوتاه مدت ، اگر تقاضا خیلی کم باشد (یا خیلی زیاد) ، تولید کنندگان امکان تولید ناخالص داخلی کمتر (یا تولید ناخالص داخلی) را از پتانسیل فراهم می کنند. با این حال ، در دراز مدت ، تولید کنندگان محدود به تولید در تولید ناخالص داخلی بالقوه هستند. به همین دلیل ، آنچه که ما به عنوان منحنی خوانده ایم ، از این نقطه به بعد نیز می توان به عنوان منحنی عرضه کل (SRA) کوتاه مدت (SRA) نام برد. خط عمودی در تولید ناخالص داخلی بالقوه نیز ممکن است به عنوان منحنی عرضه طولانی مدت (LRAS) (LRAS) نامیده شود.

مفاهیم کلیدی و خلاصه

منحنی عرضه کوتاه مدت کوتاه مدت (SRA) به سمت بالا ، رابطه مثبت بین سطح قیمت و سطح تولید ناخالص داخلی واقعی را در کوتاه مدت نشان می دهد. عرضه جمع آوری کل به این دلیل افزایش می یابد زیرا وقتی سطح قیمت برای خروجی ها افزایش می یابد ، در حالی که سطح قیمت ورودی ها ثابت باقی می ماند ، فرصتی برای سود اضافی تولید بیشتر را ترغیب می کند. منحنی عرضه کل در سمت چپ و تقریباً عمودی در سمت راست ، نزدیک به افقی است. در دراز مدت ، عرضه کل توسط یک خط عمودی در سطح خروجی بالقوه نشان داده شده است ، که حداکثر سطح تولیدی است که می تواند با سطح موجود در کارگران ، سرمایه فیزیکی ، فناوری و موسسات اقتصادی تولید کند.

منحنی تقاضای کل تقاضای کل (AD) به سمت پایین رابطه بین سطح قیمت برای خروجی ها و کمیت کل هزینه ها در اقتصاد را نشان می دهد. به دلیل: (الف) اثر ثروت ، به این معنی است که سطح قیمت بالاتر منجر به پایین آمدن ثروت واقعی می شود و این باعث کاهش سطح مصرف می شود.(ب) اثر نرخ بهره ، که معتقد است سطح قیمت بالاتر به معنای تقاضای بیشتر برای پول است ، که تمایل به افزایش نرخ بهره و کاهش هزینه های سرمایه گذاری دارد. و (ج) اثر قیمت خارجی ، که معتقد است افزایش سطح قیمت باعث می شود کالاهای داخلی نسبتاً گران تر شوند ، صادرات را دلسرد کننده و واردات ترغیب می کنند.

سوالات خود را بررسی کنید

  1. منحنی عرضه کل کوتاه مدت با فرض اینکه با افزایش قیمت خروجی ها ، قیمت ورودی ها یکسان باقی می ماند. چگونه افزایش قیمت ورودی های مهم ، مانند انرژی ، بر تأمین کل تأثیر می گذارد؟
  2. در مدل AD/AS ، چه چیزی مانع از دستیابی اقتصاد تعادل در خروجی بالقوه می شود؟

سوالات را مرور کنید

  1. در محور افقی AD/AS نمودار چیست؟در محور عمودی چیست؟
  2. دلیل اقتصادی چرا منحنی SRAS به بالا می رود؟
  3. اجزای منحنی تقاضای کل (AD) چیست؟
  4. دلایل اقتصادی که باعث کاهش منحنی تبلیغات می شود چیست؟
  5. به طور خلاصه دلیل شکل نزدیک به ترسیم منحنی SRAS در سمت چپ آن را توضیح دهید.
  6. به طور خلاصه دلیل شکل تقریباً عمودی منحنی SRAS را در سمت راست خود توضیح دهید.
  7. تولید ناخالص داخلی بالقوه چیست؟

سوالات تفکر انتقادی

در منحنی تقاضای خرد اقتصادی ، کاهش قیمت باعث افزایش مقدار مورد نیاز می شود زیرا محصول مورد نظر اکنون نسبت به محصولات جایگزین نسبتاً ارزان تر است. توضیح دهید که چرا تقاضای کل به همین دلیل در پاسخ به کاهش سطح قیمت کل افزایش نمی یابد. به عبارت دیگر ، اگر به این دلیل نباشد که کالاها اکنون ارزان تر هستند ، چه چیزی باعث افزایش هزینه های کل می شود؟

چالش ها و مسائل

واژه نامه

تقاضای کل (AD) میزان کل هزینه های کالاها و خدمات داخلی در یک منبع کل اقتصاد (AS) مقدار کل تولیدات (به عنوان مثال تولید ناخالص داخلی واقعی) تولید و فروش تقاضای کل (AD) کل هزینه های کالاهای داخلی را منحنی می کند. و خدمات در هر سطح قیمت عرضه کل (AS) منحنی کل کل تولید (یعنی تولید ناخالص داخلی واقعی) که بنگاه ها در هر سطح قیمت تقاضای کل تقاضای/کل تولید تولید و فروش می کنند ، الگویی را نشان می دهد که نشان می دهد چه چیزی کل عرضه یا کل تقاضا را تعیین می کنداقتصاد ، و اینکه چگونه تقاضای کل و عرضه کل در سطح کلان اقتصادی تولید ناخالص داخلی اشتغال کامل نام دیگری برای تولید ناخالص داخلی بالقوه دارد ، هنگامی که اقتصاد در پتانسیل و بیکاری خود تولید می کند با نرخ طبیعی بیکاری از انحصار طولانی مدت (LRAS) منحنی است. خط عمودی در تولید ناخالص داخلی بالقوه که هیچ ارتباطی بین سطح قیمت برای تولید و تولید ناخالص داخلی واقعی در تولید ناخالص داخلی بالقوه نشان نمی دهد ، حداکثر مقدار که یک اقتصاد می تواند با توجه به اشتغال کامل از سطح کار ، سرمایه فیزیکی ، فناوری و موسسات کوتاه مدت خود تولید کندمنحنی عرضه کل (SRA) رابطه کوتاه مدت مثبت بین سطح قیمت برای خروجی و تولید ناخالص داخلی واقعی ، نگه داشتن قیمت ورودی ها

راه حل

پاسخ به س questions الات خود بررسی

  1. قیمت ورودی بالاتر باعث می شود خروجی سودآوری کمتری داشته باشد و عرضه مورد نظر را کاهش می دهد. این به صورت گرافیکی به عنوان یک تغییر سمت چپ در منحنی AS نشان داده شده است.
  2. تعادل در سطح تولید ناخالص داخلی در جایی که AD = AS انجام می شود ، رخ می دهد. تقاضای کل کافی نمی تواند توضیح دهد که چرا تعادل در سطح تولید ناخالص داخلی کمتر از پتانسیل رخ می دهد. کاهش (یا تغییر چپ) در عرضه کل می تواند دلیل دیگری باشد.

مجوز

اصول اقتصاد توسط دانشگاه رایس تحت مجوز بین المللی Creative Commons Attribution 4. 0 مجوز دارد ، به جز مواردی که در غیر این صورت ذکر شده است.

فارکس وکسب درامد...
ما را در سایت فارکس وکسب درامد دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : آرش اصل زاد بازدید : <-PostHit-> تاريخ : دوشنبه 16 مرداد 1402 ساعت: 15:58