حال و هوای خواندن نیست؟به قسمت پادکست در اینجا گوش دهید ، یا فیلم خلاصه زیر را تماشا کنید.

آیا می توانید به داستانی از موفقیت شگفت انگیز در زندگی خود فکر کنید؟
آیا این اتفاق به طور اتفاقی رخ داده است ، یا برای دستیابی به موفقیت برنامه ریزی کرده اید و اقدام کرده اید؟چگونه چالش های زیادی را که در طول مسیر با آنها روبرو شده اید ، رسیدگی کردید؟این احتمال وجود دارد که شما برای دستیابی به این هدف در زندگی خود استراتژی داشته باشید.
متفکران استراتژیک متخصص غالباً موفقیت خود را برای تمرین عمدی و تجربیات زندگی به جای توانایی ذاتی خود اعتبار می دهند. اگر اینگونه باشد ، ضرری نخواهد داشت که بدانید آنها چه کاری متفاوت انجام می دهند ، بنابراین یک یا دو ترفند را انتخاب کنید تا در زندگی خودمان امتحان کنید.
بیایید برای یک ثانیه مکث کنیم. چگونه می دانید که آیا شما نیز یک متفکر استراتژیک متخصص نیستید؟آیا واقعاً لازم است مهارت های تفکر استراتژیک خود را بهبود بخشید؟
در اینجا چند سؤال ساده برای اطلاع از نیاز به پیشرفت وجود دارد.
- آیا احساس می کنید در دستیابی به اهدافی که برای خودتان به صورت روزانه و همچنین یک پایه بلند مدت تعیین کرده اید ، خوب هستید؟
- آیا گاهی اوقات تلاش هایی را که در آن انجام داده اید احساس می کنید که از نتایج بالاتر است؟
- آیا برنامه ها و اقدامات شما شما را به چیزهایی که مهمتر از همه هستند نزدیک می کند؟
در مورد من ، من برای هر سوال "گاهی اوقات" ، "این بستگی دارد" یا "بیشتر". اگر به هر سه "بله" نیز پاسخ ندادید ، ممکن است فرصتی برای تأمل و تیز کردن تفکر انتقادی خود داشته باشید.
این سؤالات به معنای آزمایش مهارت های تفکر استراتژیک ما نیست بلکه به ما کمک می کند تا دوباره فکر کنیم ، تأمل کنیم و متوجه شویم که همیشه جایی برای پیشرفت وجود دارد.
هدف استراتژیک بعدی شما در زندگی شما چیست؟چقدر از هدف خود فاصله دارید؟
تعریف تفکر استراتژیک
بیایید تعریف تفکر استراتژیک را از آنجا که هنوز در دست توسعه است ساده کنیم. استراتژی در مورد انتخاب های بزرگ است که تأثیر گسترده ای و طولانی مدت دارد.
تفکر استراتژیک اساساً تمرین انتخاب یک هدف بلند مدت و تدوین یک برنامه عملی برای رسیدن به آن هدف است. این شما را وادار می کند تا فکر کنید و چندین حرکت پیش رو از آنچه که به طور عادی انجام می دهید ، برنامه ریزی کنید.
این شامل اهداف ، اهداف ، برنامه ریزی ، منابع و موارد دیگر است. فقط به هر یک از آنها قابل کاهش نیست.
فرض کنید تصمیم دارید که یک مهندس ابر یا معمار ابر شوید زیرا محاسبات ابری یکی از مهارتهای سخت و سخت در حال حاضر است. در این حالت ، شما در حال فکر کردن استراتژیک هستید که در چند سال آینده کدام مسیر شغلی را دنبال کنید.
شما وقتی یک هدف بلند مدت را انتخاب می کنید ، استراتژیک فکر می کنید و برنامه ریزی می کنید که چگونه به آنجا برسید. این شما را وادار می کند تا بیشتر از آنچه که به طور معمول فکر می کنید فکر کنید.
چشم انداز ، استراتژی و تاکتیک ها
اینها همه جنبه های مختلف برنامه ریزی استراتژیک موفق است. آنها با هم کار می کنند تا به شما در رسیدن به اهداف خود کمک کنند. بیایید به چند نمونه ذهنیت استراتژیک نگاه کنیم.

چشم انداز
چشم انداز هدف بالاتری است که شما برای شخصی یا حرفه ای هدف شما قرار می دهد. این روش شماست که در آینده به خود بگویید که می خواهید.
یک بیانیه بینایی منعکس کننده اهداف ، آرزوهای بلند مدت سازمان و هدف کلی در چند جمله است. در اینجا چند نمونه از گفته های بینایی آورده شده است:
"ما بهترین شرکت ساختمانی در آمریکای شمالی خواهیم بود."
"ما یک فرهنگ کارکنان محور ایجاد خواهیم کرد."
"ما می خواهیم شرکتی بسازیم که برای نسل ها پایدار باشد."
استراتژی
اینگونه است که چگونه می توانید به دید خود برسید. به عنوان مثال ، استراتژی یک شرکت شامل مباحثی از قبیل جایی است که می خواهد برود ، نحوه تعامل با مشتریان و نحوه تجدید نظر در صورت لزوم در مسیر فعلی خود.
این می تواند یک اصل راهنمای کلی یا یک برنامه خوب سازمان یافته باشد. همیشه در چارچوب دید شما ایجاد می شود. به یاد داشته باشید که هدف از این استراتژی کمک به شما در رسیدن به دیدگاه خود است.
برخی از نمونه های استراتژی ها عبارتند از:
"ما می خواهیم به کارآمدترین سازمان در بخش تولید خود تبدیل شویم."
"ما می خواهیم از فناوری استفاده کنیم تا روشی را که کار می کنیم تغییر دهیم."
"ما می خواهیم کارمندان ما مشتری را در اولویت قرار دهند."
سدتها
تاکتیک ها اقداماتی است که شما برای رسیدن به یک هدف انجام می دهید. آنها خاص تر از Vision هستند ، و آنها چیزی هستند که شما را از نقطه A به نقطه B تبدیل می کند. تاکتیک ها باید یک پایان و یک آغاز داشته باشند. آنها نباید بدون پایان مشخص ، پروژه ها یا ابتکارات در حال انجام باشند.
به خاطر داشته باشید که تاکتیک ها در مورد استراتژی کلی شما طراحی شده اند ، که شما را به سمت دید شما سوق می دهد. بنابراین ، تاکتیک ها نباید به شانس باقی بماند بلکه در عوض برنامه ریزی و اجرا شده است. این جایی است که شما تمام مراحل و جدول زمانی خود را برای رسیدن به هدف خود تعیین می کنید.
کسب شرکت های فرعی مهم استراتژیک یکی از نمونه های تاکتیکی است که برای دستیابی به دیدگاه شرکت در مورد بهترین شرکت ساخت و ساز در آمریکای شمالی ، یکی از نمونه های بینایی قبلی است.
چگونه بینایی ، استراتژی و تاکتیک ها مرتبط هستند؟
بیایید به یک مثال در زندگی واقعی نگاه کنیم.
چشم انداز: یک تاجر می خواست سازمانی را ایجاد کند که به افراد کمک کند تا مشاغل جدید را شروع کنند. این سازمان به آنها در یافتن بودجه و توسعه مدل های تجاری خود کمک می کند.
استراتژی: او برنامه ای را برای کمک به افراد در مراحل مختلف برنامه ریزی تجاری خود طراحی کرد. این برنامه به افراد کمک می کند تا برنامه های تجاری موجود را بسازند یا تکمیل کنند. سپس منابع خود را برای شروع اجرای برنامه ها در اختیار آنها قرار دهید.
تاکتیک ها: او برای آزمایش این استراتژی یک برنامه آزمایشی را انجام می داد. هدف این بود که از شرکت کنندگان برای بهبود و پیشرفت با یک برنامه جامع تر بازخورد دریافت کنیم.
در اینجا مثال دیگری است ؛
چشم انداز: شرکتی می خواست مدیرانی را که مهارت و تجربه مناسبی برای تکمیل پروژه های منحصر به فرد که شرکت به آن معروف است ، داماد کنند.
استراتژی: این شرکت به یک گروه منتخب از کارمندان اجازه داد تا روی پروژه های مختلف کار کنند تا بتوانند تجربه کسب کنند.
تاکتیک ها: آنها در طول سال مجموعه ای از پروژه های مختلف را به کارمندان می دهند تا این فرصت را داشته باشند که در مناطق مختلف کار کنند. سپس از آنها تشویق می شوند که از یک منطقه به منطقه دیگر موفقیت را اتخاذ کنند و تأثیر آن را ارزیابی کنند.

بله ، شما ممکن است بگویید که در یک زمینه تجاری معنی دارد ، اما آیا می توانم مهارت های استراتژیک را برای زندگی روزمره خود اعمال کنم؟بله ، ما می توانیم ، و اغلب در بیشتر موارد ، ناخودآگاه و در پرواز انجام می دهیم.
در مرحله بعد ، ما در مورد چگونگی تبدیل آن به یک عادت صحبت خواهیم کرد.
وقت گذاشتن برای تفکر استراتژیک
برنامه ریزی زمان برای تفکر استراتژیک مهم است ، درست مثل همه ما عاشق ورزش یا پیاده روی هستیم. فرقی نمی کند فقط چند دقیقه در روز باشد ؛مهم این است که شما آن را به بخشی از روز خود تبدیل می کنید.
بهترین زمان برای انجام تفکر استراتژیک زمانی است که بیشتر متمرکز و هوشیار هستید. بنابراین هیچ مغزی نیست که از تصمیم گیری های مهم یا فکر کردن در مورد آنها هنگام احساس خستگی یا بدبختی خودداری کنید.
برای برخی از شما بهترین زمان ممکن است صبح زود باشد. یا وقتی عصر به پیاده روی می روید. زمانی را که برای شما کار می کند پیدا کنید و سپس آن را به کارهای روزمره خود اضافه کنید.
چگونه می توان یک استراتژی آگاهانه ایجاد کرد؟
شما باید تا آنجا که می توانید اطلاعات جمع کنید. ابتدا باید گزینه های خود و نحوه عملکرد آنها در سناریوهای مختلف را بفهمید. در مرحله بعد ، تصمیم بگیرید که در هر سناریو می خواهید به چه نتیجه ای برسید. در آخر ، اطمینان حاصل کنید که منابع لازم برای دستیابی به آن نتیجه را در اختیار دارید. خروجی این تمرین برنامه استراتژیک شماست.
یک برنامه استراتژیک مانند نقشه راه است. این کار با ارزیابی مکان شما در حال حاضر و کجا می خواهید باشید. در حالی که روش های زیادی برای تهیه یک برنامه استراتژیک وجود دارد ، تجزیه و تحلیل SWOT یکی از ساده ترین ابزارها است. این به شما کمک می کند تا نحوه استفاده از نقاط قوت ، ضعف ، فرصت ها و تهدیدات خود را برای پیشبرد برنامه خود تعیین کنید.
پس از انجام تمرین ساده SWOT ، بگذارید آن را در یک برنامه عملی قرار دهیم.
- بیانیه دید خود را تعریف کنید
بیانیه دید شما باید الهام بخش و متمرکز بر آینده مورد نظر شما باشد. این هدف آینده شماست. اطمینان حاصل کنید که این الهام بخش است ، کاری که واقعاً می خواهید انجام دهید. این می تواند مبلغ مشخصی از پولی باشد که امیدوارید برای کسب درآمد یا یک کار رویایی یا یک هدف مربوط به شغل فعلی شما که امیدوارید به آن انجام دهید ، باشد.
- با استراتژی ها همراه شوید
استراتژی ها به شما در دستیابی به دید یا هدف خود کمک می کنند. با ارائه استراتژی های 1-3 شروع کنید ، که هر یک از آنها گسترش خواهیم داد تا 1-3 اقدامات مشخصی را شامل شود که فردا می تواند برای رسیدن به هدف انجام شود.
- گسترش برای شامل تاکتیک ها
تاکتیک ها اقدامات خاصی است که شما برای حرکت به سمت بینش خود بردارید. شما می توانید تاکتیک ها را به عنوان فعالیت های مشخصی که شما را در جهت درست سوق می دهد فکر کنید.
- پیشرفت خود را اندازه بگیرید و پالایش کنید
برای اندازه گیری پیشرفت خود و تعیین اینکه آیا برنامه استراتژیک شما در حال کار است ، با برخی از شاخص ها روبرو شوید. به عنوان مثال ، اگر هدف شما این است که تا پایان تابستان 10 مایل حرکت کنید ، می توانید برنامه ریزی کنید که هر ماه چند مایل قصد دارید تا هر ماه به آن بپردازید.
همچنین مهم است که در صورت لزوم با نگاه به پیشرفت خود ، اقدامات عمدی را انجام دهید. ما باید از اهداف خلاص شویم که دیگر به یک هدف خدمت نمی کنند و آنها را با موارد بهتر جایگزین می کنیم. همچنین اگر چیزی پیش بیاید که به نوعی به هدف اصلی مربوط شود ، می توانید دید خود را تغییر دهید. زندگی اتفاق می افتد ، و هیچ یک از ما کنترل مطلق بر همه اتفاقات اطراف ما نداریم.

نمونه ای از تفکر استراتژیک که این رویکرد سیستماتیک را نشان می دهد چیست؟بیایید به یک مثال ساده نگاه کنیم تا ببینیم این مراحل چگونه جمع می شوند.
چشم انداز: یک مارک لباس نوجوان می خواست نشان دهد که این شرکت دقیقاً مانند مشتریان جوان خود به محیط زیست اهمیت می دهد.
استراتژی: این شرکت تصمیم گرفت تا مواد اولیه را از تأمین کننده هایی که به شیوه های کشاورزی پایدار پایبند هستند ، تهیه کند.
تاکتیک ها: این شرکت به تدریج بر تأمین کنندگان فعلی خود برای اتخاذ شیوه های پایدار تأثیر گذاشت. در عین حال ، آنها ابتکار عمل جدید را در کمپین های بازاریابی خود گنجانیدند.
یک مثال شخصی برای نشان دادن استفاده از تکنیک در زندگی واقعی. بیشتر ما از این تکنیک استفاده می کنیم بدون اینکه توجه کنیم که از آن استفاده می کنیم.
چشم انداز: یک پدر می خواست دوباره در زندگی بچه های خود درگیر شود تا آنها بتوانند زمان بیشتری را در کنار هم بگذرانند.
استراتژی: او تصمیم گرفت راه هایی برای شرکت در فعالیتهایی که بچه هایش دوست داشتند پیدا کند.
تاکتیک ها: او داوطلب مربی فوتبال شد تا بتواند زمان بیشتری را با پسرش بگذراند.
تصمیمات مهم در مورد حل مشکلات خاص است. برای هر مشکل ، ما می توانیم قبل از تعهد به یکی از راهکارهای مختلف فکر کنیم. در اینجا برخی از مزایایی که هنگام استفاده از تفکر استراتژیک خود آگاهانه در موقعیت های روزانه خود تجربه خواهید کرد ، وجود دارد.
- به اهداف و جاه طلبی های زندگی خود رسیدگی بهتری داشته باشید.
- انرژی خود را در چیزی که علاقه مند به آن هستید بریزید
- سطح استرس خود را کاهش دهید
- مهارت های تصمیم گیری خود را بهبود بخشید
نتیجه
درست است که مهارت های تفکر استراتژیک ارزشمند است و برخی از افراد (مانند مدیران ارشد یا سیاستگذاران) به آنها بیشتر از دیگران احتیاج دارند. اما بیشتر افراد در صورت سرمایه گذاری کمی وقت و تلاش می توانند این مهارت ها را به تنهایی توسعه دهند. مهارت های تفکر استراتژیک را می توان آموخت. اگر بتوانید در شرایط بسیار پیچیده فکر کنید ، این یک مزیت بزرگ است.
در تجربه من ، برنامه های استراتژیک به همان اندازه که در سطح سازمانی قرار دارند ، در سطح شخصی مهم هستند و ترسیم یک برنامه استراتژیک یک کار دلهره آور نیست. بنابراین ، دفعه بعد که با یک چالش روبرو هستید ، با استفاده از یک ابزار برنامه ریزی استراتژیک مورد نظر خود ، به آن به صورت استراتژیک نزدیک شوید.
زمان و فرصت ها پرواز می کنند ، بنابراین زمان و منابع خود را به صورت استراتژیک برنامه ریزی کنید تا به جایی که می خواهید بروید برسید.
Disela یک تحلیلگر تجارت با اشتیاق به تحقیق و به اشتراک گذاری اطلاعات در مورد موضوعات فنی است. وی بیش از 15 سال تجربه صنعت در چندین حوزه از جمله مهندسی صنایع و فناوری اطلاعات دارد. وی دارای مدرک کارشناسی ارشد مدیریت مهندسی از دانشگاه آلبرتا و مدرک کارشناسی ارشد سیستم های اطلاعات رایانه ای از دانشگاه بوستون است. وی در حال حاضر دارای چندین مشخصات حرفه ای از جمله PMP ، CBAP ، PMI-PBA و ITIL است.
فارکس وکسب درامد...
ما را در سایت فارکس وکسب درامد دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : آرش اصل زاد
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : دوشنبه
16 مرداد
1402 ساعت: 16:09