آیا امور مالی دیجیتال می تواند با کاهش محدودیت های تأمین مالی ، نوآوری SME را تقویت کند ؟: شواهدی از شرکتهای دارای لیست گوهر چینی

ساخت وبلاگ

نقش مفهوم سازی ، درمان داده ها ، تجزیه و تحلیل رسمی ، کسب بودجه ، تحقیق ، روش شناسی ، مدیریت پروژه ، منابع ، نرم افزار ، نظارت ، اعتبار سنجی ، تجسم ، نوشتن - پیش نویس اصلی ، نوشتن - بررسی و ویرایش

دانشکده اقتصاد وابستگی ، دانشگاه ووهان ، ووهان ، چین

آیا امور مالی دیجیتال می تواند با کاهش محدودیت های تأمین مالی ، نوآوری SME را تقویت کند ؟: شواهدی از شرکتهای دارای لیست گوهر چینی

  • Lianying Yao ،
  • شیائولی یانگ
  • منتشر شده: 3 مارس 2022
  • https://doi. org/10. 1371/joual. pone. 0264647
  • نظرات خواننده

ارقام

خلاصه

این مقاله به طور خلاصه زنجیره انتقال "نوآوری محدودیت تأمین مالی دیجیتال" در سطوح نظری و عملی ، مالی دیجیتالی را در چارچوب تحلیل تجربی نوآوری شرکت ، داده های شرکت های GEM چینی (بازار رشد شرکت) را انتخاب می کند. از سال 2011 تا 2020 ، و با داده های شاخص مالی فراگیر دیجیتال مطابقت دارد. در این مقاله به صورت تجربی به بررسی مکانیسم تأثیر و تأثیر مالی دیجیتال در نوآوری SME از طریق مدل اثرات ثابت دو طرفه و مدل اثرات واسطه ای با تطبیق داده های شرکت های دارای گوهر چین از سال 2011 تا 2020 با شاخص ورود مالی دیجیتال می پردازد. داده ها. این یافته ها نشان می دهد که توسعه دیجیتال و ارتقاء مالی دیجیتال تأثیر قابل توجهی در کمک به SME ها نوآوری و تحریک نوآوری دارد. این اثر با کاهش محدودیت های تأمین مالی شرکتها تحقق می یابد. علاوه بر این ، امور مالی دیجیتال تأثیرات تشویقی متفاوتی بر روی بنگاه هایی با حقوق مختلف ماهیت دارایی و همچنین سایر مناطق دارد.

استناد: Yao L ، Yang X (2022) می تواند با کاهش محدودیت های تأمین مالی ، نوآوری SME را تقویت کند؟: شواهدی از شرکتهای دارای لیست گوهر چینی. PLOS ONE 17 (3): E0264647. https://doi. org/10. 1371/joual. pone. 0264647

ویراستار: نینگ دو ، دانشگاه دپول ، ایالات متحده

دریافت: 8 نوامبر 2021 ؛پذیرفته شده: 14 فوریه 2022 ؛منتشر شده: 3 مارس 2022

کپی رایت: © 2022 Yao ، Yang. این یک مقاله دسترسی آزاد است که تحت شرایط مجوز انتساب Creative Commons توزیع شده است ، که اجازه استفاده ، توزیع و تولید مثل بدون محدودیت را در هر رسانه ای می دهد ، مشروط بر اینکه نویسنده و منبع اصلی اعتبار داشته باشند.

در دسترس بودن داده ها: کلیه داده ها با مقاله منتشر می شوند و آشکارا در دسترس هستند.

بودجه: نویسنده (ها) بودجه خاصی برای این کار دریافت نکردند.

منافع رقابتی: نویسندگان اعلام کرده اند که هیچ منافع رقابتی وجود ندارد.

مقدمه

شرکت های کوچک و متوسط چینی (SME) به طور کلی دچار مشکلات تأمین مالی می شوند. ریشه این مشکل در کمبودهای طبیعی سیستم مالی سنتی فعلی چین در خدمت به شرکتهای کوچک و متوسط یا شرکتهای خصوصی است [1 ، 2]. فعالیت های نوآوری شرکت ها ذاتاً ویژگی های سرمایه گذاری قابل توجه سرمایه را در پیش می گیرند ، یک دوره توسعه طولانی و نتایج تحقیقات و طراحی غیرقابل پیش بینی (R& D) ، که اغلب به پشتیبانی گسترده و پایدار از جریان پول نقد نیاز دارند. در مقابل ، SME ها به دلیل دلایل عینی مانند عدم وجود داده های مالی معتبر تاریخی ، دارایی های قابل وثیقه و ضمانت های ضمنی دولت ، در بدست آوردن تأمین مالی خارجی از موسسات مالی سنتی مشکل دارند. بنابراین ، تأمین مالی محدودیت های بیشتر نوآوری SMES را محدود می کند [3 ، 4]. از یک طرف ، ماهیت طولانی مدت اصطکاک تجاری بین چین و ایالات متحده منجر به افزایش خطرات خارجی شده است. از طرف دیگر ، با ناپدید شدن سود سهام جمعیتی ، تحول اقتصاد داخلی از عامل کار به سمت نوآوری محور به طور فزاینده ای فزاینده شده است. چین تحت تأثیر دوگانه عوامل داخلی و خارجی یک استراتژی دو حلقه را پیشنهاد کرده است. در مواجهه با انتقال از قدیمی به اقتصاد جدید ، چگونه سیستم مالی اصلی می تواند از اقتصاد واقعی و اقتصاد نوآوری بهتر پشتیبانی کند [5 ، 6]؟امور مالی دیجیتال می تواند به طور موثری از فن آوری های دیجیتالی نوظهور مانند داده های بزرگ برای تجزیه و تحلیل و مهار مقدار گسترده داده های کاربر جمع آوری شده در لایه زیرین استفاده کند ، و به طور موثری از طریق مدل عملیاتی قدیمی سیستم مالی سنتی چین شکسته شود و شکاف های موجود در بازار مالی معمولی را پر کندتا حدی ، و گسترش کانال های تأمین اعتبار برای SME ها [7-9]. از این رو ، در این مقاله بررسی شده است که آیا و چگونه امور مالی دیجیتال می تواند محدودیت های تأمین مالی را کاهش داده و نوآوری را در بین SME ها ترویج کند.

در این مقاله یک مطالعه تجربی در مورد پیوندهای بین امور مالی دیجیتال ، نوآوری SME و محدودیت های تأمین مالی بر اساس میکروداتای شرکتهای دارای لیست گوهر از سال 2011 تا 2020 ، با در نظر گرفتن وضعیت فعلی بازار سرمایه و عملیات اجتماعی چین و انتخاب مناسب ارائه شده است. تأمین مالی شاخص های محدودیت و عوامل مؤثر در ارتباط. به طور خاص ، این مطالعه بر دو سؤال زیر متمرکز است: اول ، آیا امور مالی دیجیتال می تواند محدودیت های تأمین مالی را کاهش داده و نوآوری شرکت ها را ارتقا دهد؟دوم ، آیا مکانیسم ناهمگن برای شرکتهای دارای توزیع جغرافیایی مختلف و حقوق مالکیت ناهمگن است؟

سهم نظری این مقاله این است که تحقیقات در مورد تأثیر محدودیت های تأمین مالی بر نوآوری شرکت ها در آکادمی رایج تر است. با این حال ، بررسی رابطه این سه مؤلفه از منظر امور مالی دیجیتال هنوز در مراحل ابتدایی است. بنابراین ، بر اساس ادبیات موجود ، این مقاله محدودیت تأمین مالی را به عنوان یک متغیر واسطه گر از مالی دیجیتال برای گسترش دیدگاه تحقیق در مورد عوامل مؤثر در نوآوری شرکت ها و غنی سازی ادبیات مربوط به امور مالی دیجیتال و نوآوری شرکت ها معرفی می کند. اهمیت عملی این مقاله این است که اقتصاد چین در حال حاضر در مرحله توسعه بحرانی انتقال از یک مدل عامل محور به یک مدل نوآوری محور است. برای ایفای نقش نوآوری تکنولوژیکی در کمک به اقتصاد چین برای سالم سازی و با کیفیت بالا تحت "عادی جدید" و حمایت از نقش خدمات مالی دیجیتال در اقتصاد واقعی ، لازم است که رابطه بین نوآوری SME را روشن کنیمتوسعه مالی دیجیتال و مکانیسم تأثیرگذار. دوم ، این مقاله به بررسی چگونگی استفاده از فناوری های دیجیتالی جدید برای توانمندسازی امور مالی فراگیر ، دستیابی به گروه گسترده "دم بلند" می پردازد ، به طور موثری محدودیت های تأمین مالی را که توسط SME ها روبرو هستند ، حل می کند و راهی جدید برای ساخت امور مالی فراگیر پیدا می کند. سرانجام ، تنظیم کننده ها برای بهبود کارآیی ابزارهای نظارتی و استفاده از "ماسهبازی نظارتی" به عنوان ابزاری مؤثر برای تعادل نوآوری مالی و ثبات مالی ، پشتیبانی نظری ارائه می دهند.

در این مقاله به بررسی تفاوت در تأثیر مالی دیجیتال بر نوآوری شرکت ها با ویژگی های مختلف از دیدگاه ماهیت حقوق مالکیت و توزیع جغرافیایی می پردازیم و شواهد تجربی برای توسعه امور مالی دیجیتال در چین برای کاهش محدودیت های تأمین مالی ارائه می دهدSMES و نوآوری شرکت را ارتقا دهید.

نوآوری های این مقاله به شرح زیر است: اول ، افق تحقیق نوآورانه است. بیشتر مطالعات بر تأثیر تأمین مالی سنتی بر نوآوری سازمانی متمرکز شده است ، اما عدم تحقیق در مورد امور مالی دیجیتال و اقتصاد واقعی وجود دارد. در این مقاله ، امور مالی دیجیتالی به عنوان نقطه ورود به تحقیق در نظر گرفته شده و آن را در چارچوب تجزیه و تحلیل عوامل مؤثر بر نوآوری SME گنجانیده است ، بنابراین مطالعه نوآوری SME را در سطح کلان غنی می کند و در مورد چگونگی رشد بازارهای مالی می تواند به پیشرفت کمک کند. نوآوری سازمانی. از آنجا که اقتصاد چین اکنون در مرحله مهمی در انتقال خود از یک عامل رشد محور به یک مدل رشد مبتنی بر نوآوری است ، روشن کردن رابطه بین نوآوری SME و توسعه امور مالی دیجیتال و مکانیسم هایی که بر آن تأثیر می گذارد ، ضروری است. هدف این است که به طور مؤثر از نوآوری تکنولوژیکی برای حمایت از گسترش سالم و با کیفیت بالا اقتصاد چین تحت "عادی جدید" و تسهیل نقش خدمات مالی دیجیتال در اقتصاد واقعی استفاده شود.

از نظر نوآوری نظری ، مطالعات قبلی در مورد تأثیر مالی دیجیتال بر نوآوری سازمانی در درجه اول مستقیم است و تأثیر غیرمستقیم بین این دو هنوز در مرحله اکتشاف است. در این مقاله ، مکانیسم انتقال "امور مالی دیجیتال - محدودیت های تأمین مالی - نوآوری کارآفرین" و چگونگی تأمین مالی دیجیتال می تواند محدودیت های تأمین مالی و تحریک نوآوری شرکت را روشن کند. مطالعات زیادی در مورد تأثیر محدودیت های تأمین مالی بر نوآوری شرکت ها وجود دارد.

با توجه به نوآوری داده ها ، در دسترس بودن شاخص های کمی ادبیات موجود در زمینه تأمین مالی دیجیتال را محدود می کند ، و نمونه داده ها از سال 2011 تا 2015 محدود می شود. با این وجود ، با انتشار شاخص دوم مالی دیجیتال ، دوره این مقاله می تواند باشدتا سال 2020 گسترش یافته است ، که تحقیقات موجود را گسترش می دهد.

ii. بررسی ادبیات

1. تأثیر مالی دیجیتال بر اقتصاد واقعی

مالی دیجیتال نقش اساسی در بهبود گنجاندن خدمات مالی ایفا کرده است [5، 10]. مشکل و دردسر مالی فراگیر نحوه ارائه خدمات مالی ضروری به گروه مشتریان دم بلند بنگاه های کوچک و سازمان های مردم نهاد روستایی است که مدت هاست به دلیل مشکلات در تایید اعتبار و در سال های اخیر از کمک های مالی سنتی کنار گذاشته شده اند. کنترل خطرات نکول وام به دلیل اطلاعات مالی تاریخی ناقص و عدم وجود دارایی های تعهد شده [11، 12]. محبوبیت و بهبود زیرساخت دیجیتال (از طریق اینترنت موبایل و پرداخت های آنلاین) شرایط عینی را برای تامین مالی فراگیر برای عبور از معضل خدمات ایجاد کرده است [13]. نسل جدید فناوری دیجیتال دارای یک سری مزایای طبیعی در حل موانع توسعه مالی فراگیر است. از یک طرف می تواند گروه مشتریان هدف را از حالت آفلاین به آنلاین با کمک پلتفرم های بزرگ اینترنتی انتقال دهد و استفاده کند. از طرفی می تواند با کمک پلتفرم های بزرگ اینترنتی، گروه مشتریان هدف را از حالت آفلاین به آنلاین منتقل کند و با چسبندگی کاربر بالاتر، هزینه را کاهش دهد. علاوه بر این، می تواند حجم عظیمی از داده های اساسی و غیر استاندارد را از طریق فناوری دیجیتال استخراج و تجزیه و تحلیل کند، یک پرتره مشتری خاص ترسیم کند، و از انواع مختلف «اطلاعات نرم» برای تأیید اعتبار استفاده کند، بنابراین عدم تقارن اطلاعات را کاهش می دهد. در مقایسه با مؤسسات مالی سنتی، مدل های امتیازدهی اعتباری بانک های آنلاین مبتنی بر «داده های بزرگ» مزایای اطلاعاتی بیشتری در ارزیابی اعتبار دارند [14، 15].[16] استدلال کرد که فناوری دیجیتال شامل شدن مالی را از طریق سه کانال اصلی ترویج می کند: کاهش هزینه های خدمات، بهبود اثربخشی کنترل ریسک، و اصلاح خدمات مالی.«خدمات وام دهی بدون تماس» که توسط بانک های مرکزی و مؤسسات مالی داخلی در پاسخ به همه گیری راه اندازی شد، یک کاربرد معمولی از خدمات مالی دیجیتال است. این امر به طور قابل توجهی پوشش و دسترسی به خدمات مالی را بهبود بخشیده است، محدودیت های زمانی و مکانی بین مؤسسات مالی و گروه های مشتریان را از بین برده است و شامل استفاده از فناوری دیجیتال مدرن برای ارائه خدمات به کسانی است که در ابتدا از خدمات مالی محروم بودند. فن آوری های دیجیتال مدرن، گروه های مشتریان دم بلند را که از نظر مالی کنار گذاشته شده اند، در دسترس موسسات مالی رسمی قرار داده است [16، 17]. استفاده از "باد" همه گیر،

تعداد فزاینده ای از خدمات بانکی آفلاین با "خدمات مالی بدون تماس" که توسط بانکداری آنلاین ارائه می شود جایگزین می شود [18].[19] ادعا كرد كه از طریق تجزیه و تحلیل "تئوری دم طولانی" ، امور مالی دیجیتال عمدتاً مسئله تأمین مالی SME ها را از طریق دو مسیر حل می كند: تکمیل كمبود خدمات مالی سنتی و بهینه سازی تخصیص منابع. علاوه بر این ، [20] خاطرنشان كرد كه ارز دیجیتال ، به عنوان نوعی توسعه مالی دیجیتال ، می تواند به طور مؤثر پوشش محصولات مالی را بهبود بخشد و به خدمات مالی برای كاهش هزینه ها و افزایش بهره وری كمك كند.

در حال حاضر ، مدل های توسعه مالی دیجیتال و فرم های تجاری روند متنوعی را نشان می دهند و به میزان بالایی از نفوذ در زندگی روزمره ما دست یافته اند [21] ؛در حالی که امور مالی دیجیتال یک منطقه تحقیقاتی داغ مرکزی است ، نظریه ها و شیوه های مرتبط با آن توجه علمی بسیار زیادی را به خود جلب کرده است [22].[23] دریافت که رشد مالی دیجیتال برای گسترش اقتصاد واقعی مفید است و مسیر ضربه به عنوان یک منحنی مکعب نشان داده می شود. علاوه بر این ، این ضربه دارای اثرات سرریز مکانی است. پس از آن ، [24] نمای فوق را تأیید کرد. علاوه بر این ، آنها توسعه واسطه گر را که نوآوری تحقیق و توسعه در اثرات سرریز فضایی بازی می کند ، مورد بررسی قرار دادند و سرانجام ، آنها تفاوتهای ساختاری در امور مالی دیجیتال در تقویت اقتصاد واقعی پیدا کردند. با توجه به ماهیت فراگیر آن ، امور مالی دیجیتال به توسعه امور مالی روستایی کمک می کند [25] و نقش مهمی در کاهش شکاف درآمد بین ساکنان شهری و روستایی ایفا می کند [26 ، 27] ، در حالی که شکاف بین مصرف شهری و روستایی به طور موازی کاهش می یابدبا شکاف درآمدرابطه انتقال بین مصرف مسکونی و تأمین مالی دیجیتال ممکن است از طریق دو مسیر ارائه وسیله پرداخت راحت تر و کاهش محدودیت نقدینگی ساکنان محقق شود [2]. نکته مهم این است که در کنار افزایش مصرف مسکونی ، رشد تسریع در بدهی های مسکونی خانگی وجود دارد که باید در برابر آن محافظت شود.[28] دریافت که امور مالی دیجیتال می تواند به طور مؤثر رفتار ناکارآمد سرمایه گذاری شرکت ها را مهار کند و مکانیسم انتقال خاص با کمک به بنگاهها به کاهش اهرم خود و بهبود سطح ثبات مالی خود دست پیدا می کند [29].

2. تأثیر مالی دیجیتال بر نوآوری و کارآفرینی

امور مالی دیجیتال می تواند با ترویج نوآوری فن آوری و حمایت از کارآفرینی ، ارزش اقتصادی ایجاد کند. تحقیقات در این زمینه هنوز در مرحله اکتشافی است ، اما برخی از یافته های جالب به دست آمده است. عدم حمایت از خدمات مالی سنتی ، از جمله نوآوری و کارآفرینی ، فعالیتهای کارآفرینی اجتماعی را محدود کرده است [30]. پیشرفت های اخیر در فناوری دیجیتال و محیط نظارتی نسبتاً آرام در چین منجر به شکوفایی مالی دیجیتال به عنوان یک مدل مالی جدید شده است [31 ، 32]. شکوفایی امور مالی دیجیتالی به عنوان یک مدل اقتصادی جدید ، به طرز چشمگیری محرومیت مالی طولانی مدت در چین را بهبود بخشیده است و به مشتریان بلند مدت که قبلاً از سیستم مالی محروم شده بودند ، اجازه می دهد تا از دسترسی راحت به خدمات مالی اساسی برخوردار باشند [33]. تا به امروز ، تحقیقات در مورد عوامل مؤثر بر کارآفرینی به خوبی مشخص شده است ، اما تجزیه و تحلیل تأثیر مالی دیجیتال بر کارآفرینی هنوز در مراحل ابتدایی آن است [34].

SME ها ، به عنوان عوامل فعال تر فعالیت نوآوری ، توجه علمی گسترده ای را به خود جلب کرده اند. خدمات مالی پشتیبانی مالی مورد نیاز برای فعالیت های کارآفرینی را ارائه می دهد ، در حالی که فناوری باعث تحول و به روزرسانی مدلهای تجاری می شود [35]. امور مالی دیجیتال ، به عنوان ادغام عمیق تر فناوری دیجیتال و خدمات مالی ، نیازهای کارآفرینی را برآورده می کند و در ارتقاء کارآفرینی از مزیت منحصر به فرد ذاتی برخوردار است.[36] استدلال كرد كه امور مالی دیجیتالی می تواند به فناوری داده های بزرگ متكی شود تا مقدار زیادی از داده های غیر استاندارد را تجزیه و تحلیل كند ، مجموعه جدیدی از سیستم های كنترل باد را ایجاد كند و انواع مختلفی از اطلاعات را از موضوعات مختلف برای اعتبار دقیق وارد كند. ارزیابی ریسکاین مدل ارزیابی جدید ، همراه با ویژگی های داده های بزرگ ، می تواند به طور مؤثر عدم اطلاعات مورد نیاز شرکت های کوچک یا افراد برای تأمین اعتبار را جبران کند [37] ، بنابراین عدم تقارن اطلاعات بین بانکها و شرکای تجاری و بهینه سازی تخصیص منطقی را کاهش می دهد. منابع مالیمدل های جدید توسعه اقتصادی دیجیتال ، مانند وام دهی شبکه و تأمین مالی زنجیره تأمین ، به شرکتهای کوچک کمک کرده اند تا به میزان معینی از عدم وجود اطلاعات اعتباری جبران کنند و به آنها در حل مانع کارآفرینی محدودیت های مالی کمک کرده اند [30] و راه حل های جدیدی را ارائه داده اندبرای از بین بردن مشکل مشکلات تأمین مالی برای SMES.

[38] نقش مالی دیجیتال را در ارتقای نوآوری و کارآفرینی بر اساس تعداد ثبت کسب و کارهای جدید در سال نشان داد.[39] بر اساس این یافته با کاوش صریح مکانیسم های انتقالی که از طریق آن های مالی دیجیتال بر نوآوری و کارآفرینی تأثیر می گذارد، ساخته شد، و در نهایت نشان داد که کاهش محدودیت های مالی بر شرکت ها و افزایش تخفیف های مالیاتی دولت، محرک های مستقیم نوآوری هستند. این اثر در صنایع و مناطق ناهمگن است.[40] با این استدلال که تأمین مالی دیجیتال می تواند به سرمایه گذاران خارجی در تصمیم گیری های سرمایه گذاری و تأمین مالی کمک کند، به نتیجه گیری مشابهی رسید، و کسب پشتیبانی اعتباری را برای شرکت های باکیفیت آسان تر می کند، در نتیجه نوآوری شرکت را تحریک می کند.

III. تحلیل نظری و طراحی تحقیق

1. تأثیر مالی دیجیتال بر نوآوری در SMEها

فعالیتهای نوآوری شرکتها ذاتاً با سرمایه گذاری بالایی بالا ، یک دوره توسعه طولانی و نتایج تحقیق و توسعه غیرقابل پیش بینی مشخص می شوند ، که باعث می شود فعالیت های سرمایه گذاری تحقیق و توسعه از نظر عدم تقارن اطلاعات در مقایسه با سرمایه گذاری دارایی ثابت ، بسیار قطعی تر شود ، که بسیار قطعی است [41]. از یک سو ، عنصر ورودی اصلی فعالیت های تحقیق و توسعه و نوآوری ، سرمایه انسانی توسعه دهندگان فناوری یک شرکت است که به عنوان یک دارایی نامشهود ، ارزیابی و اندازه گیری دقیق از نظر ارزش ذاتی آن اغلب دشوار است. علاوه بر این ، بانک ها و سایر موسسات مالی سرمایه انسانی را به عنوان یک دارایی نامشهود ، به عنوان وثیقه واجد شرایط نمی پذیرند [29]. از طرف دیگر ، روند تحقیق و توسعه و نوآوری یک راز تجاری برای فعالیت های یک شرکت و رشد طولانی مدت است. شرکت ها ترجیح می دهند از بودجه و پیشرفت توسعه فناوری محرمانه استفاده کنند. حتی اگر شرکت ها اطلاعات را فاش کنند ، جزئیات کمیاب هستند ، که منجر به هزینه های نظارتی بالا برای سرمایه گذاران خارجی می شود ، بیشتر عدم تقارن اطلاعات موجود را تشدید می کند و در نهایت جمع آوری بودجه از موسسات مالی خارجی را برای شرکت ها دشوارتر می کند [42]. اکنون در صنعت و آکادمی به طور گسترده ای پذیرفته شده است که تأمین مالی محدودیت ها به طور قابل توجهی توانایی بنگاه ها را در نوآوری کاهش می دهد و یک سیستم مالی چند سطحی توسعه یافته و چند سطحی به کاهش محدودیت های تأمین مالی برای بنگاه ها و همچنین بلند کردن آنها از پریشانی مالی کمک خواهد کرد. کمک به افزایش تمایل آنها برای نوآوری [43 ، 44]. امور مالی دیجیتال ، به عنوان یک صنعت مالی جدید ، به طور موثری شکاف های موجود در سیستم مالی سنتی را پر می کند و امیدوارم سطح محدودیت های تأمین مالی شرکت ها را کاهش داده و نوآوری شرکت ها را به روش های زیر تحریک کند.

اول ، توسعه امور مالی دیجیتال می تواند به طور موثری عدم تقارن اطلاعات بین شرکت ها و وام دهندگان مالی را کاهش دهد. کفایت سرمایه داخلی یک شرکت و اثربخشی بازارهای مالی خارجی تعیین می کند که آیا این شرکت می تواند بودجه کافی برای سرمایه گذاری در فعالیت های تحقیق و توسعه بدست آورد [45]. با توجه به عدم تقارن اطلاعاتی که در فعالیتهای واقعی تجارت حاکم است ، و این واقعیت که بازارهای مالی کاملاً کارآمد نیستند ، هزینه های اطلاعاتی برای عرضه و تقاضای سرمایه بوجود می آیند ، از این طریق توانایی بنگاه ها در به دست آوردن تأمین مالی خارجی را محدود می کند [46]. دیدگاه علمی غالب این است که عدم تقارن اطلاعات دلیل مهمی در محدودیت های تأمین مالی خارجی است [47].[48] بر اساس داده های عظیم علی بابا ، دریافت که علاوه بر اطلاعات سنتی تأیید اعتبار ، ANT Financial داده های نرم غیر مالی را ضبط می کند ، مانند اطلاعات مصرف که توسط مشتریان در سیستم عامل های مختلف نگهداری می شود تا در تصویب وام کمک کنند. این همچنین به طور موثری عدم تقارن اطلاعات بین وام دهندگان و وام گیرندگان را کاهش می دهد ، به طور غیرمستقیم خدمت به اقتصاد واقعی و رشد اقتصادی نوآورانه می شود. امور مالی دیجیتال به نسل جدیدی از فناوری دیجیتال متکی است تا به سرعت اطلاعات رفتاری بین افراد را در سطوح مختلف ضبط کند ، اطلاعات مفید را معدن ، ادغام داده ها و ایجاد یک سیستم ارزیابی دقیق اطلاعات اعتبار شخص ثالث [7]. همه موارد فوق نقش مالی دیجیتال را در کاهش عدم تقارن اطلاعات در رفتار بازار نشان می دهد ، بنابراین به سرمایه گذاران خارجی دسترسی بهتر به تصمیمات سرمایه گذاری شرکت ها ، کمک به SME های با کیفیت بالا کمک می کند تا از اعتبار اعتبار بدست آورند و در نهایت ترویج نوآوری و توسعه شرکت ها.

دوم ، امور مالی دیجیتال دسترسی به امور مالی و مقیاس تأمین مالی را گسترده تر کرده است. امور مالی دیجیتال به طور کلی به مدل تجاری نوآورانه خدمات مالی ریشه در فن آوری های دیجیتال در حال ظهور برای دستیابی به تسویه حساب ، سرمایه گذاری و تأمین مالی و مدیریت مالی اشاره دارد. بسیاری از شرکت کنندگان در بازار کوچک پراکنده در بازار مالی سنتی وجود دارند که گروه های گسترده مشتری با دم بلند را در بازار مالی تشکیل می دهند. با این حال ، سیستم اقتصادی متعارف چین به دلیل محدودیت هزینه و فناوری ، نمی تواند به طور مؤثر در خدمت این سرمایه گذاران در مقیاس کوچک باشد و در نتیجه عدم خدمات مالی ایجاد شود. امور مالی دیجیتال ، با مزیت طبیعی منحصر به فرد خود از محدودیت در زمان یا مکان ، به مؤسسات مالی سنتی دسترسی راحت به چنین مشتریان در مقیاس کوچک را می دهد و شکاف موجود در این زمینه از خدمات مالی معمولی را پر می کند. براساس تجزیه و تحلیل فوق ، امور مالی دیجیتال به طور قابل توجهی منابع وجوه را گسترش می دهد ، میزان تحریف اعتبار در بازار مالی را کاهش می دهد ، تخصیص منطقی وجوه را بهینه می کند و راه حل های جدیدی را برای پرداختن به محدودیت های تأمین مالی شرکت ها ارائه می دهد.

سوم ، توسعه مالی دیجیتال می تواند به طور قابل توجهی کارایی تأیید اعتبار را بهبود بخشد.[49] دریافت که کارآیی روند تصویب وام های اجاره ای در ایالات متحده تقریباً 20 ٪ افزایش یافته است بدون اینکه خطر پیش فرض را افزایش دهد.[48] بر اساس اطلاعات گسترده وام ANT Financial ، دریافت که ANT Financial ، از طریق مدل تأیید اعتبار "310" خود ، به امور مالی دیجیتال اعتماد کرد تا زمان تأیید اعتبار مالی را به میزان قابل توجهی کاهش دهد و روند تصویب غیرقانونی را بهینه کند و در عین حال نیز بهینه سازی کندکاهش روند دستی. این همچنین هزینه پاسخ دستی و مداخله را در فرایند تجارت کاهش می دهد.

بر اساس تجزیه و تحلیل فوق ، این مقاله فرضیه 1 را ارائه می دهد: توسعه امور مالی دیجیتال می تواند به طور مؤثر نوآوری SME را تحریک کند. این اثر تحریک کننده عمدتاً با کاهش محدودیت های تأمین مالی SMES حاصل می شود.

2. ناهمگونی تأثیر مالی دیجیتال بر نوآوری SME

تحت سیستم اجتماعی فعلی چین ، شرکت های خصوصی به دلیل ویژگی های خود و عدم تقارن اطلاعات بالاتر در مقایسه با شرکت های دولتی ، توسط موسسات مالی سنتی تبعیض قائل می شوند و به طور کلی با مشکلات واقعی مانند "تأمین مالی دشوار و گران" روبرو هستند. از نظر سطح استراتژیک و الگوی مدیریتی رشد بنگاه اقتصادی بین شرکتهای خصوصی و دولتی تفاوتهای چشمگیری وجود دارد [50]. علاوه بر اطمینان از گسترش آنها ، شرکتهای دولتی اغلب مسئولیت اجتماعی و سیاسی برای بهبود معیشت مردم و پاسخگویی به تماس های سیاست دارند. در عین حال ، شرکت های دولتی معمولاً در مقیاس بزرگ و یک سیستم کنترل داخلی سالم دارند و اطلاعات مالی داخلی آنها کامل تر است ، و این امر دستیابی به پشتیبانی مالی از بانک های دولتی و دولت با هزینه های کم مالی را آسان تر می کند [[51]از طرف دیگر ، به دلیل حقوق مالکیت آنها ، شرکت های خصوصی به دلیل هزینه بالاتر اطلاعات نظارتی خارجی در بازار سرمایه ، با عدم تقارن اطلاعات قابل توجهی و هزینه های وام خارجی نسبت به شرکتهای دولتی روبرو هستند. با پیشرفت تدریجی محیط بازار مالی چین و ایجاد بازار سرمایه چند سطحی ، شرکت ها با کانال های تأمین مالی متنوع تری روبرو خواهند شد. این سری از تغییرات تأثیرات متفاوتی بر تصمیمات تجاری و تأمین مالی شرکتها با حقوق مالکیت متفاوت خواهد داشت [52]. تغییرات در محیط مالی خارجی به طور قابل توجهی بر استراتژی های تجاری آنها تأثیر می گذارد و به آنها در بهبود استفاده منطقی از وجوه خارجی ، بهینه سازی تخصیص کارآمد منابع تأمین مالی خارجی و تحریک بیشتر نوآوری و پویایی تحقیق و توسعه و کارایی آنها کمک می کند [53]. در محیط سیاسی ، اقتصادی و مالی فعلی ، شرکت های خصوصی تمایل دارند که نسبت به شرکتهای دولتی تحت محدودیت های تأمین مالی بالاتر قرار بگیرند [54].

بر اساس تجزیه و تحلیل فوق ، این مقاله فرضیه 2 را پیشنهاد می کند: توسعه مالی دیجیتال ، در ارتقاء نوآوری در شرکتهای کوچک و متوسط ، ناهمگن در بنگاه های دارای حقوق مالکیت مختلف است و انگیزه نوآوری برای شرکت های خصوصی بیشتر است.

3. توزیع جغرافیایی شرکتها

عدم تعادل آشکار در توسعه جغرافیایی اقتصاد واقعی چین و امور مالی و تمرکز منابع مالی وجود دارد که در شرق قوی و غرب ضعیف آشکار می شود. در عین حال ، منابع مالی در Delta River Pearl ، Delta River Yangtze و منطقه دریای Bohai شروع به همگرایی می کنند و سرانجام یک روند کلی توسعه تابش به شهرهای اطراف ، با شمال ، گوانگژو و شنژن را تشکیل می دهند. مرکز. طبق ادبیات قبلی ، اختلافات منطقه ای در محیط نهادی ، تا حدی میزان محدودیت های تأمین مالی را که شرکت های محلی با آن روبرو هستند ، تعیین می کند [55]. در مناطقی که دارای محیط نهادی بهتری هستند ، یک محیط بازار مالی توسعه یافته به میزان قابل توجهی هزینه خدمات مالی را کاهش می دهد. در مقابل ، فراوانی منابع مالی به آنها کمک می کند تا به عنوان کانون برای رشد مالی دیجیتال خدمت کنند و پشتیبانی قابل توجهی را برای فن آوری های دیجیتال جدید ارائه دهند. این به کاهش عدم تقارن اطلاعات بین SME های محلی و بانک ها و افزایش احتمال دریافت پشتیبانی از اعتبار خارجی کمک می کند. در مقابل ، در مناطق مرکزی و غربی ، جایی که محیط نهادی کمتر مطلوب است ، کمبود مزمن منابع مالی و محرومیت مالی مشهود است. این مجموعه از اختلافات در شرایط عینی به ناچار تأثیر انگیزه مالی دیجیتال بر نوآوری SME در مناطق مرکزی و غربی را تحت تأثیر قرار می دهد.

بر اساس تجزیه و تحلیل فوق ، این مقاله فرضیه 3 را ارائه می دهد: نقش توسعه مالی دیجیتال ، در ارتقاء نوآوری SME ، برای شرکت هایی با توزیع های جغرافیایی مختلف ناهمگن است و تأثیر تشویقی بر نوآوری در شرق ، جایی که محیط نهادی مشهود استبهتر است .

4- انتخاب نمونه و منابع داده

این مقاله به دلایل زیر شرکتهای دارای فهرست گوهر را به عنوان هدف تحقیق در نظر گرفته است: اول ، موقعیت اصلی GEM خدمت به شرکتهای رشد محور ، نوآورانه و کارآفرینی است. شرکت های دارای لیست سنگ در درجه اول از SME ها تشکیل شده اند. این ویژگی بیشتر مطابق با هدف کاغذ است. دوم ، مقیاس شرکتهای دارای لیست گوهر قابل توجه است. با نزدیک شدن به مشاغل در 5 نوامبر 2021 ، تعداد شرکت های ذکر شده به 916 رسیده است. توزیع معقول است ، از جمله مناطقی با سطوح مختلف توسعه مالی دیجیتال ، که منجر به تجزیه و تحلیل ناهمگونی جغرافیایی است. سوم ، در دسترس بودن و اصالت داده های در درجه اول مالی در نظر گرفته شده است. چهارم ، داده های مربوط به ثبت اختراع شرکت را می توان با پرس و جو از پایگاه داده CNRDS بدست آورد.

در این مقاله از داده های عمومی شرکت های دارای لیست سنگ از سال 2011 تا 2020 به عنوان نمونه تحقیق استفاده شده است و سایر نمایشگرها و فرآیندها برای ارزیابی مدل اصلی استفاده شده است. اول ، خدمات عمومی و همچنین شرکت های دارای لیست مالی به دلیل ویژگی های منحصر به فرد در کارآیی روزانه و ساختار دارایی و مسئولیت از مطالعه حذف شدند. دوم ، برای از بین بردن تأثیر نوسانات عملکرد شدید بر نتایج تجربی ، شرکتهای ذکر شده با ST و ST* در دوره نمونه حذف شدند. سوم ، شرکت های دارای لیست سنگهای قیمتی با کمبودهای شدید در داده های مالی مربوطه حذف شدند. چهارم ، شرکت های دارای لیست سنگهای قیمتی با ارزش کتاب منفی از سهام مالکیت حذف شدند. سرانجام ، برای از بین بردن تأثیر احتمالی از اهمیت شدید ، این مقاله دم متغیرهای اصلی مداوم زیر 1 ٪ و بالاتر از 99 ٪ را در نمونه اصلی کاهش داد. پس از طی مراحل فوق ، 720 شرکت ذکر شده با 3،763 مشاهدات داده پانل نامتعادل در نهایت به دست آمد.

داده های ثبت اختراع شرکت های دارای لیست سنگ مورد استفاده در این مقاله از پایگاه داده CNRDS است. شاخص مالی دیجیتال از مرکز تحقیقات مالی دیجیتال دانشگاه پکن است. داده های ریزگردها از پایگاه داده باد است و داده های مربوطه در مورد ویژگی های استانی توسط پایگاه داده گووتای (CSMAR) مطابقت و تکمیل شده است.

5. انتخاب متغیر

متغیر توضیح داده شده: نوآوری شرکت. تحقیقات قبلی عمدتاً بر روی ورودی و خروجی برای اندازه گیری توانایی نوآوری SMES با ساخت شاخص های مربوطه متمرکز است. به طور خاص ، ورودی نوآوری را می توان از طریق هزینه سرمایه گذاری تحقیق و توسعه یا تعداد پرسنل تحقیق و توسعه اندازه گیری کرد. شاخص های خروجی نوآوری را می توان با تعداد برنامه های ثبت اختراع و ارزش خروجی محصولات جدید به تصویر کشید. برای اطمینان از ثبات یافته های تجربی ، شواهد تجربی اصلی این مقاله در نسبت هزینه تحقیق و توسعه به درآمد فروش (تحقیق و توسعه/فروش) پایه گذاری شده است که نوآوری نامیده می شود. فعالیت های واقعی نوآوری فن آوری به طور معمول در معرض خطر بالایی قرار دارد و تبدیل مؤثر ورودی های تحقیق و توسعه به خروجی های نوآوری آسان نیست. بنابراین ، شاخص ورودی نوآوری ممکن است با نتایج رگرسیون بیش از حد ارزیابی شود. تعداد برنامه های ثبت اختراع سالانه شاخص خوبی از تأثیر فعالیتهای نوآوری است. این بهتر می تواند توانایی و کارآیی شرکت ها را برای تبدیل ورودی های تحقیق و توسعه به نتایج به تصویر بکشد [56]. بر اساس تجزیه و تحلیل فوق ، قابلیت اطمینان یافته ها بعداً با جایگزینی متغیرهای توضیحی با نشانگر خروجی نوآوری (ثبت اختراع) مورد آزمایش قرار گرفت.

متغیر توضیحی اصلی: سطح توسعه امور مالی دیجیتال (DIF). ظهور یک صنعت مالی جدید ، امور مالی دیجیتال ، بازار سرمایه چند سطحی چین را بهبود بخشیده و فقدان خدمات مالی سنتی را تکمیل کرده است. مرکز تحقیقات مالی دیجیتال دانشگاه پکن [8] ، با همکاری خدمات مالی ANT PLATFORM اینترنت ، تصویری علمی از سطح توسعه امور مالی دیجیتال در کلیه استان ها ، شهرها و شهرستانها در سه بعد با کمکداده های اساسی آن ، ابزاری تحلیلی قدرتمند برای تحقیق در زمینه های مربوط به امور مالی دیجیتال ارائه می دهد. علاوه بر این ، این یک ابزار تحلیلی قدرتمند برای تجزیه و تحلیل مربوط به مالی دیجیتال فراهم می کند و مشکل اندازه گیری مالی دیجیتال را که سالها جامعه دانشگاهی را به ستوه آورده است ، حل می کند. در این مقاله ، از داده های سطح استانی از شاخص مالی دیجیتال به عنوان متغیر توضیحی اصلی استفاده می شود.

متغیر واسطه ای محدودیت های تأمین مالی (SA) است. اندازه گیری علمی و دقیق محدودیت های تأمین مالی شرکت ها مدتهاست که برای دانشگاهیان یک چالش مهم بوده است.[57] اولین کسی بود که در مورد چگونگی اندازه گیری اندازه گیری سطح محدودیت های تأمین مالی شرکت ها بررسی شد و تحقیقات بعدی در این زمینه انجام شده است.

روش مدل سازی جریان نقدی و روش شاخص کامپوزیت.

روش شاخص یک متغیره یک اندازه گیری ساده از سطح محدودیت های تأمین مالی با استفاده از یک متغیر مشخصه شرکت واحد است.[57] اولین کسی بود که از حساسیت به جریان سرمایه گذاری به عنوان شاخص محدودیت های تأمین مالی استفاده کرد. این روش برای مدت طولانی توسط دانشگاهیان مورد بحث قرار گرفته است. بر این اساس ، [58] این روش ساخت نشانگر را دوباره بررسی کرد و به نتیجه رسید که با تحقیقات قبلی مغایرت داشت. آنها دریافتند که بنگاه هایی که محدودیت های تأمین مالی کمتری دارند ، حساسیت و یافته های قوی بیشتری را به نمایش می گذارند.

از اندازه شرکت معمولاً برای اندازه گیری محدودیت های تأمین مالی در مطالعات قبلی استفاده می شود [59] به طور کلی اعتقاد بر این است که سرمایه گذاران خارجی ترجیح می دهند در بنگاه های بزرگتر سرمایه گذاری کنند ، که دسترسی بیشتری به امور مالی خارجی دارند و از تبعیض اعتبار کمتری رنج می برند.[60] از رتبه بندی اعتبار اوراق قرضه برای به تصویر کشیدن سطح محدودیت های تأمین مالی استفاده کرد. اگر یک بنگاه بتواند اوراق قرضه را در بازارهای سرمایه صادر کند و دارای اعتبار بالایی باشد ، می تواند بودجه را با نرخ بهره پایین تر جمع کند و محدودیت های تأمین مالی کمتری داشته باشد. علاوه بر این ، سالها اختلاط ، ماهیت مالکیت ، نسبت پرداخت سود سهام ، نسبت دنده و پوشش بهره ، پروکسی های متداول است که برای اندازه گیری محدودیت های تأمین مالی استفاده می شود [61]. این پروکسی ها نمونه ای از بنگاه ها را به چندین گروه گروه می دهند که هر کدام دارای سطوح مختلف محدودیت های تأمین مالی هستند. این مقاله استدلال می کند که در حالی که گروه بندی این روش تا حدودی معقول و کاربردی است ، در مورد درون زایی متغیرهای انتخاب شده با سطح محدودیت های تأمین مالی شرکت ها و انتخاب نسبتاً یک طرفه متغیرها ، مشکلاتی وجود دارد.

ایده اصلی مدل جریان نقدی ساخت یک مدل اقتصاد سنجی است که در آن متغیر توضیحی جریان نقدی شرکت است و متغیر توضیحی ، نگهداری نقدی یا هزینه سرمایه گذاری شرکت است. در حالی که این دو مدل از بسیاری از محققان پشتیبانی تجربی دریافت کرده اند ، آنها همچنین به دلیل عدم وجود منحصر به فرد بودن منطقی و ارتباط مدل جریان پول در تعیین سطح محدودیت های تأمین مالی بر اساس اندازه ضرایب رگرسیون مورد سؤال قرار گرفته اند [62 ، 63].

ایده اصلی این است که ابتدا شرکت ها را با توجه به شاخص های کمی یا کیفی خاص طبقه بندی کنید که هر یک از آنها سطح متفاوتی از محدودیت های تأمین مالی دارند ، و سپس انجام تجزیه و تحلیل رگرسیون بر روی چندین شاخص که می تواند بر سطح محدودیت های تأمین مالی تأثیر بگذارد. سرانجام ، این شاخص از ضرایب رگرسیون به دست آمده ساخته شده است ، و از بزرگی این شاخص برای تعیین سطح محدودیت های تأمین مالی شرکت استفاده می شود. روش شاخص کامپوزیت بر کاستی های مدل جریان نقدی و روش متغیر مشخصه واحد تا حدی غلبه کرده است. از این رو ، اکثر محققان در حال حاضر از این روش برای اندازه گیری سطح محدودیت های تأمین مالی استفاده می کنند.

[64] محدودیت های یک شاخص واحد را در نظر گرفت و با استفاده از روش رگرسیون لجستیک ، شاخص ZFC را با استفاده مجدد از شش متغیر ساخت. پس از آن ، [37] ، بر اساس کار [58] ، شاخص KZ را با استفاده از رگرسیون لجستیک سفارش داده شده بر روی پنج شاخص مالی ساخت. با این حال ، در عمل ، شاخص KZ غالباً با واقعیت ها مغایرت داشته و از این طریق کاستی های آن را آشکار می کند. به همین ترتیب ، [65] شاخص WW را از طریق تخمین GMM غیرخطی ساخت. با این حال ، اشکال این شاخص این است که فقط می تواند محدودیت های تأمین مالی سهام عدالت را ارزیابی کند و به محدودیت های تأمین مالی اوراق قرضه کمک نمی کند. از آنجا که هر سه شاخص برخی از متغیرهای درون زا را در ساخت و ساز خود به کار می برد و ممکن است مغرضانه باشد ، [61] براساس ارزیابی نتایج تحقیق قبلی ، به ویژه ترکیبی از سن و اندازه شرکت ، یک شاخص SA بسیار اگزوژن ساخت.

در حالی که شاخص کامپوزیت از محققان پشتیبانی زیادی دریافت کرده است ، بسیاری از آنها همچنین استفاده و اعتبار برخی از شاخص ها را زیر سوال برده اند. در میان آنها ، [66] استدلال كرد كه شاخص WW برای بازار سرمایه چین صدق نمی كند و از درون زایی و فقدان كاربرد گسترده رنج می برد.[65] استدلال كرد كه برآورد مدل شاخص KZ مغرضانه است و اختلافات زیادی بین نتایج توصیفی و حقایق عینی وجود دارد.[67] ادعا كرد كه شاخص های FCP و ASCL برای اندازه گیری سطح محدودیت های تأمین مالی شركتهای ذکر شده مناسب نیستند ، در حالی كه شاخص SA تا حدودی كمتر به چالش كشیده است.[18] اظهار داشت که شاخص SA می تواند از مشکل درون زا جلوگیری کند و کاربرد بهتری در تعیین سطح محدودیت های تأمین مالی شرکتهای ذکر شده در چین دارد.

برای تعیین مؤثر سطح محدودیت های تأمین مالی و اطمینان از استحکام ، از شاخص SA برای اندازه گیری کمی سطح محدودیت های تأمین مالی بنگاه های غیر مالی در شرکت های دارای لیست گوهر چینی استفاده می شود.

در معادله فوق ، سن تفاوت بین سال مشاهده و سال ثبت نام شرکت است ، در حالی که اندازه لگاریتم طبیعی کل دارایی های شرکت است. بنابراین ، نتیجه محاسبه شاخص SA کمتر از 0 است و هرچه سطح محدودیت های تأمین مالی شرکت بالاتر باشد ، ارزش مطلق شاخص SA بزرگتر است. در این مقاله ، ارزش کل شاخص SA گرفته شد. هرچه ارزش نهایی بزرگتر باشد ، سطح محدودیت های تأمین مالی شرکت بالاتر است.

فارکس وکسب درامد...
ما را در سایت فارکس وکسب درامد دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : آرش اصل زاد بازدید : <-PostHit-> تاريخ : دوشنبه 16 مرداد 1402 ساعت: 18:29