انتشارات علمی و آموزش

ساخت وبلاگ

قدرت توضیح نظر سرمایه گذاران واگرایی در بازخریدهای بازار آزاد

Xiaochun Liu 1 ، ، Hao Wang 2

1 گروه اقتصاد ، دارایی و بیمه و مدیریت ریسک ، دانشگاه مرکزی آرکانزاس ، Conway AR ، ایالات متحده

2 بخش توسعه مدل ، بانک مناطق ، بیرمنگام آل ، ایالات متحده

خلاصه
1. معرفی
2. نظریه
3. اقدامات واگرایی عقیده
4. داده ها
5. نتایج تجربی
6. نتیجه
یادداشت
منابع

خلاصه

این مقاله نظریه جدیدی را برای توضیح رفتار خرید و فروش سهام با فرض ناهمگونی در اعتقادات سرمایه گذاران ارائه می دهد. این تئوری جدید فرضیه های قابل آزمایش را ارائه می دهد که در این مقاله به صورت تجربی مورد بررسی قرار می گیرند. نتایج تجربی ما شواهد محکمی را برای توضیح قدرت واگرایی نظر سرمایه گذاران در بنگاه های خرید سهام ، حتی پس از در نظر گرفتن کنترل متغیرهای مانند فرضیه سیگنالینگ کم ارزش ، نشان می دهد. این نتایج همچنین به اقدامات مختلف نظرات واگرا سرمایه گذاران در خرید بازپرداخت بازار آزاد است.

واژه های کلیدی: ناهمگونی سرمایه گذار در اعتقادات ، فرضیه سیگنالینگ کم ارزش ، عدم تقارن اطلاعات ، واگرایی نظر ، ارزیابی شرکت ، قیمت گذاری دارایی ، ناهنجاری ها

دریافت 22 ژوئیه 2015 ؛اصلاح شده در 30 ژوئیه 2015 ؛پذیرفته شده 09 اوت 2015

کپی رایت © 2015 انتشارات علوم و آموزش. کلیه حقوق محفوظ است.

این مقاله را ذکر کنید:

  • Xiaochun Liu ، Hao Wang. قدرت توضیح نظر سرمایه گذاران واگرایی در بازخریدهای بازار آزاد. مجله امور مالی و حسابداری. جلد3 ، شماره 2 ، 2015 ، صص 18-36. http://pubs. sciepub. com/jfa/3/2/2
  • لیو ، شیائوچون و هائو وانگ."قدرت توضیح نظر سرمایه گذاران واگرایی در بازخریدهای بازار آزاد."مجله مالی و حسابداری 3. 2 (2015): 18-36.
  • لیو ، X. ، و وانگ ، H. (2015). قدرت توضیح نظر سرمایه گذاران واگرایی در بازخریدهای بازار آزاد. مجله امور مالی و حسابداری ، 3 (2) ، 18-36.
  • لیو ، شیائوچون و هائو وانگ."قدرت توضیح نظر سرمایه گذاران واگرایی در بازخریدهای بازار آزاد."مجله مالی و حسابداری 3 ، شماره. 2 (2015): 18-36.

در یک نگاه: ارقام

شکل 1

شکل 2

prev next

1. معرفی

به تازگی ، رفتار بنگاهها در خرید سهام توجه چشمگیری را به خود جلب کرده و یک سؤال مهم را به وجود می آورد: چرا شرکت ها سهام را خریداری می کنند؟چندین فرضیه در ادبیات برای توضیح رفتار خرید سهام ایجاد شده است. فرضیه سیگنالینگ کم ارزش ، یکی از محبوب ترین تئوری ها ، بر اساس عدم تقارن اطلاعات ساخته شده است.<2>این نظریه نشان می دهد که سهام خریداری شده به دلیل عدم تقارن اطلاعات توسط سرمایه گذاران کم ارزش می شود. اطلاعیه های خرید و فروش سهام سیگنال هایی از مدیران برای از بین بردن اطلاعات به صورت نامتقارن است. رشد فوق العاده در خرید و فروش سهام می تواند شواهدی باشد که بازپرداخت ها ابزاری برای سیگنالینگ کارآمد برای اصلاح سوءاستفاده هستند.

با این حال ، شواهد تجربی اخیر در مورد این نظریه سؤال کرده است. Ikenberry ، Lakonishok و Vermaelen [41] یک سبد خرید و خرید را پیدا می کنند ، که پس از اعلامیه ها ساخته شده است ، بازده غیر طبیعی مثبت قابل توجهی کسب می کند و بازارها را نسبت به اعلامیه ها نشان می دهد. چنین بازده های غیر طبیعی نیز در کانادا [42] ، ایالات متحده [55] ، و ژاپن [64] و غیره ثبت شده است. یک استراتژی نمی تواند موفقیت آمیز باشد. زیر واکنش بازار مداوم مغایر با این فرضیه است که اعلامیه های خرید مجدد یک ابزار سیگنالینگ کارآمد هستند.

یک واقعیت گیج کننده دیگر که با این نظریه سیگنالینگ کم ارزش توضیح نمی دهد این است که بازده غیر طبیعی پس از اعلام توسط شرکتهای نسبت کتاب به بازار بالا هدایت می شود. Ikenberry ، Lakonishok و Vermaelen [41] دریافتند که بازده غیر طبیعی در سهام "ارزش" متمرکز است نه سهام "زرق و برق". Ikenberry ، Lakonishok و Vermaelen [42] ، Zhang [64] و فون Eije و Megginson [62] این الگوی را با داده های کانادا ، ژاپن و اروپا تأیید می کنند.<5>بنگاه های نسبت کتاب به بازار بالا معمولاً شرکتهای با ارزش با فرصت رشد کمتری هستند. ارزشهای آنها عمدتاً توسط دارایی های موجود و نه رشد نامشخص در آینده تعیین می شود. انتظار می رود که شرکت های نسبت کتاب به بازار بالا باید مشکل عدم تقارن اطلاعات کمتری داشته باشند.<6>با این حال ، به نظر می رسد شرکت های کم متقارن اطلاعات کمتری از سیگنالینگ اطلاعات کسب می کنند. علاوه بر این ، بارت و کسنیک [6] 3،661 اعلامیه خرید بازپرداخت بازار آزاد را بررسی می کنند و می دانند که عدم تقارن اطلاعات عمومی با احتمال اعلامیه های خرید مجدد ارتباط منفی دارد.

تئوری های دیگر ، که انگیزه خرید سهام را توضیح می دهد ، شامل فرضیه توزیع سرمایه اضافی است که بر اساس تئوری نمایندگی است ، فرضیه اهرمی که مبتنی بر تئوری ساختار سرمایه ، فرضیه ضد تصفیه است که مبتنی بر ادبیات حاکمیت شرکت ها و غیره است.[20] این فرضیه ها را به طور همزمان از سال 1977 تا 1996 بررسی می کند ، و نتیجه می گیرد که بیشتر فرضیه ها فقط در یک دوره خاص قابل توجه هستند ، به جز فرضیه های توزیع کم ارزش و توزیع سرمایه اضافی.

هدف مقاله ما پیشنهاد نظریه جدید خرید سهام است که بر این عقیده ایجاد می شود که تصمیم خرید مجدد سهم مدیران به ناهمگونی سرمایه گذاران در اعتقادات بستگی دارد. با داشتن مقدمات مختلف ، سرمایه گذاران می توانند انتظارات جداگانه ای از جریان نقدی آینده شرکت داشته باشند ، اگرچه اطلاعات مشترک در مورد سبد سرمایه گذاری شرکت را به اشتراک می گذارند. سهامداران خوش بینانه ، که انتظار بیشتری به جریان نقدی آینده دارند و معتقدند که قیمت فعلی سهام کم ارزش است ، ترجیح می دهند برای سهام خود حق بیمه ای را برای سهامداران بدبینانه بپردازند و حقوق بیشتری را در مورد جریان نقدی آینده بدست آورند. سهامداران بدبین در صورتی که قیمت خرید بالاتر از ارزیابی آنها باشد ، مایل به مناقصه سهام خود هستند. با محدودیت های فروش کوتاه ، آن سهامداران بدبین قادر به ایجاد موقعیت های کوتاه پس از مناقصه نخواهند بود. همانطور که توسط میلر [49] پیشنهاد شده است ، وقتی این نظرات بدبینانه در قیمت منعکس نشود ، قیمت سهام زیاد می ماند.<8>میزان افزایش قیمت هم به میزان واگرایی عقیده و هم مقدار سهام در واقع خریداری شده است. واگرایی افکار بزرگتر ، مدیران سهام بیشتری را خریداری می کنند و قیمت سهام پس از بازپرداخت های واقعی افزایش می یابد. از دیدگاه سرمایه گذاران خوش بینانه ، سهام در واقع کم ارزش بود. با این حال ، چنین ارزشیابی لزوماً ناشی از عدم تقارن اطلاعات نیست ، بلکه به سادگی نظرات متفاوت است. این انتظار ناهمگن است که "کم ارزش" ایجاد می کند.

در صورتی که واگرایی از عقیده زیاد باشد ، مدیران می توانند بدون توجه به وجود مشکل آژانس ، خرید مجدد سهم را انتخاب کنند. اگر مدیران برای بهترین منافع سهامداران کار کنند ، می توانند سهام را خریداری کنند تا زمانی که هزینه خرید سهام بر تصمیم سرمایه گذاری واقعی تأثیر نگذارد. خرید و فروش سهام باعث افزایش ابزار برای سهامداران بدبین و خوش بینانه می شود. هنگامی که مشکل آژانس پدیدار شد ، مدیران ممکن است سهام را بیش از حد بازپرداخت کرده و قیمت سهام را در کوتاه مدت افزایش دهند. همانطور که در جنسن [43] ، آنها به دلیل کمبود پول در آینده باید فرصت های سرمایه گذاری خوبی را صرف کنند. با این حال ، در هر دو مورد ، مدیران از افزایش قیمت سهام از طریق گزینه ها و جبران سهام بهره مند می شوند.

با انتظارات ناهمگن و محدودیت های فروش کوتاه ، خطرات ایدیوسنکراتیک نمی تواند کاملاً متنوع باشد و بنابراین باید قیمت گذاری شود.<10>از نظر تجربی ، بابنکو [3] می یابد که مدیران و کارمندان پس از خرید مجدد سهم ، مجبور به ریسک خاص شرکت هستند. این دو محدودیت پیش بینی می کنند که شرکت های بزرگ و با رشد کم ، که معمولاً دارای پول نقد اضافی و خطرات بی خاصیت پایین تر هستند ، احتمالاً سهام را خریداری می کنند. این پیش بینی مطابق با شواهد تجربی است که بازده غیر طبیعی به جای سهام "زرق و برق" در "ارزش" متمرکز شده است.

در این مقاله ، ما شواهد تجربی قابل توجهی پیدا می کنیم که از انتظار ناهمگن سرمایه گذار در توضیح خرید سهام پشتیبانی می کند. نتایج تجربی در این مقاله نشان می دهد که هرچه واگرایی نظر در بین سرمایه گذاران بیشتر باشد ، احتمال دارد که یک شرکت خرید سهام خود را خریداری کند ، سهام هدف بزرگتر را اعلام کند و در واقع سهام بیشتری را خریداری کند. این نتایج ، حتی پس از کنترل عوامل دیگر ، مانند فرضیه های سیگنالینگ و آژانس ، وجود دارد. سرانجام ، ما می دانیم که بنگاه ها فقط در صورت خرید سهام در واقع بازده اضافی طولانی مدت کسب می کنند. نمونه کارها که شامل شرکت های بدون بازنگری غیر واقعی است ، پس از اعلامیه های خرید مجدد ، هیچ بازده غیر طبیعی کسب نمی کند. به طور کلی ، شواهد تجربی ما از واگرایی فرضیه عقاید به عنوان توضیحی جایگزین برای خرید سهام ، حتی پس از کنترل سایر فرضیه ها مانند فرضیه سیگنالینگ کم ارزش ، پشتیبانی می کند. نتایج ما همچنین با Dittmar و Thakor [21] ، Bagwell [4] و Bagwell [5] سازگار است ، که شواهدی پیدا می کنند که سهامداران انتظارات ناهمگن در مورد ارزش محکم دارند.

بقیه مقاله ما به شرح زیر سازماندهی شده است: بخش 2 نظریه انتظار ناهمگن را در زمینه توضیح خرید سهام ارائه می دهد. در این بخش ، ما همچنین فرضیه های قابل آزمایش را ارائه می دهیم که در بخش تجربی مورد بررسی قرار می گیرند. بخش 3 پروکسی باورهای ناهمگن سرمایه گذاران را ارائه می دهد. بخش 4 داده ها را توصیف می کند. بخش 5 نتایج تجربی را گزارش می کند. بخش 6 این مقاله را نتیجه می گیرد.

2. تئوری

در این بخش ، ما چارچوب نظری خود را معرفی می کنیم که در آن سرمایه گذاران از نظر ارزش محکم اختلاف نظر دارند و اعتقادات خود را به روز نمی کنند حتی اگر آنها سیگنال خرید مجدد مدیر را مشاهده کنند.<12>Reproducing Figure 1 of Wang and Liu [59] , we first introduce the idea developed from Miller [49] . A firm has N shares and N shareholders, with each of them holds one share. Without divergence of opinion, all shareholders agree that the value of the firm is per share, the respective demand curve of shares is OC in Figure 1. With divergence of opinion, optimistic shareholders hold higher reservation value of the firm and the demand curves shift upwards. According to the marginal-investor theory, the stock price is determined by the most pessimistic investor. From Figure 2, one can see that the higher the divergence of opinion (AO>BO>CO) ، قیمت سهام بالاتر (). این فرضیه "ارزش ارزش بیش از حد" از نظر میلر [49] است ، جایی که عرضه سهام یا سهام برجسته ثابت است.

حال ، اجازه دهید وضعیتی را در نظر بگیریم که مدیر بتواند به صورت درون زایی عرضه سهام را از طریق بازپرداخت سهام تعیین کند. تا زمانی که مدیر در بین همه سهامداران بدبین ترین نباشد ، او قیمت سهام فعلی را به عنوان کم ارزش مشاهده می کند ، و بنابراین انگیزه ای برای خرید سهام دارد. پس از خرید مجدد سهم ، تعداد سهام برجسته به N کاهش می یابد. قیمت سهام تعادل به ترتیب است.

Download Figure

بارگیری به عنوان

فارکس وکسب درامد...
ما را در سایت فارکس وکسب درامد دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : آرش اصل زاد بازدید : <-PostHit-> تاريخ : چهارشنبه 8 شهريور 1402 ساعت: 19:40